تأثیر عوامل سیاسی بر مؤلفههای بهرهوری در کشورهای منتخب درحال توسعه (با تکیه بر نهادهای حاکمیتی)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه اقتصاد، واحد ارومیه، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران.
2 استادیار، گروه اقتصاد، واحد ارومیه، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران.
3 استادیار، گروه اقتصاد، واحد ارومیه، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران.
4 استادیار، گروه اقتصاد، واحد ارومیه، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران
doi
10.22126/ipes.2021.5154.1245چکیده
عوامل تعیینکنندۀ بهرهوری در سالهای اخیر، از موارد مطرحشده در نظریههای رشد فراتر رفته و نقش عوامل سیاسی نیز در این زمینه مورد توجه محققان قرار گرفته است. درواقع نقش و جایگاه عوامل سیاسی در ارتقای بهرهوری، واقعیتی است که نمیتوان نسبت به آن بیتفاوت بود و بیتوجهی در این زمینه میتواند لطمههای جبرانناپذیری را بر روند مؤلفههای بهرهوری وارد کند. در این مقاله به بررسی تأثیر شاخصهای عوامل سیاسی شامل: حق اعتراض و پاسخگویی، ثبات سیاسی بدون خشونت، اثربخشی دولت، کیفیت مقررات، حاکمیت قانون و کنترل فساد بر مؤلفههای بهرهوری شامل: بهرهوری کل عوامل تولید، بهرهوری نیروی کار و بهرهوری سرمایه در پانزده کشور منتخبِ درحال توسعه طی سالهای 2006 تا 2017 با استفاده از تکنیک اقتصادسنجی پانلدیتا با رویکرد حداقل مربعات معمولی پویا (DOLS) پرداخته شده است. متغیرهای سرمایهگذاری مستقیم خارجی، تحقیق و توسعه، درجۀ بازبودن اقتصاد و تسهیلات بانکی نیز به عنوان متغیرهای کنترل در مدلها وارد شدهاند. نتایج برآوردها حاکی از آن است که تمامی شاخصهای عوامل سیاسی، تأثیر مثبتی بر مؤلفههای بهرهوری داشتند. در ارتباط با متغیرهای کنترل نیز شاهد روابط مثبتی هستیم؛ لذا باتوجه به نتایج بهدست آمده میتوان اذعان داشت که بخش چشمگیری از رشد بهرهوری، منوط به عوامل سیاسی است؛ بنابراین ضروری به نظر میرسد که دولتهای جوامع درحال توسعه، ضمن شناخت دقیق ساختارهای سیاسی، باید توجه ویژهای به نقش مؤلفههای عوامل سیاسی و برقراری ثبات سیاسی بیشتر داشته باشند تا از این طریق بتوانند زمینههای ارتقای هرچه بیشتر مؤلفههای بهرهوری را فراهم سازند.