بررسی عشق­ ورزی خسرو و شیرین نظامی از دیدگاه فلسفه‌ی «میل به زیستن» شوپنهاور

نویسندگان

1 دانش آموختۀ دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

2 استاد، زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز، شیراز ، ایران

doi
10.22099/jba.2024.48892.4478
چکیده

 روایت­های عاشقانه رکن مهمی از تاریخ فرهنگ بشری هستند. در این میان منظومه‌ی خسرو و شیرینِ نظامی که دارای اهمیت و شهرتی جهانی است، هنوز ویژگی­هایی مستور دارد که با ابزار نظریه می­توان از زاویه­های جدیدی بر آن­ نور تابانید. یکی از این موارد، هدفِ عشق بین خسرو و شیرین است. فیلسوف آلمانی، شوپنهاور، هدف اصلی هر رابطه‌ی عاشقانه‌ی بشر را تولیدِمثل با انگیزه‌ی امتدادنسل دوطرفه می­داند. از دید او انتخاب جفت براساس زیبایی­های ظاهری و باهدفِ جبران عدم­‌تعادل­ بیولوژیک شکل می­پذیرد. بدون داشتن رابطه‌ی فیزیکی و تولید فرزند، عاشق و معشوق درنهایت از هم خسته می‌شوند و اصل «میل به زیستن» شوپنهاور است که دوطرف را کورکورانه به درد عشق مبتلا می‌کند. پژوهش ما هشت مؤلفه‌ی مهم درباره‌ی هدف رابطه‌ی عاشقانه را از کتاب شوپنهاور، جهان همچون اراده و بازنمود، برگرفته و مراحل رابطه‌ی عشق خسرو و شیرین را طبق آن می‌سنجد. نتیجه‌ی پژوهش نشان می‌دهد که در رابطه‌ی خسرو و شیرین، دوری و مهجوری، عدم‌برقراری رابطه‌ی زناشویی تا مدتی طولانی، حضور عناصر داستانی رقیب مانند ازدواجِ خالی­از­ عشقِ خسرو با مریم و فرزنددارشدن و معرفی فرهاد، رقیب عشقیِ خسرو، هیچ­کدام از تمایل بالنده‌ی خسرو و شیرین به یکدیگر به‌طوردائمی نمی­کاهد، تاجایی­که پس از ازدواج تا پایان زندگی، عاشقانه کنار ­هم ­می­مانند. در این روایت، شیرین بیش از خسرو در تناقض با مؤلفه‌های اعتقادی شوپنهاور نقش ایفا می‌کند و مشخص می‌شود که نگاه آرمان­گرای نظامی به رابطه‌ی عاشقانه، ابتدا درون­مایه­ای غنایی را با زیرساختی معنوی برمی‌سازد که برخلاف انطباق با آراء شوپنهاور در ابتدای روایت، در مراحل پایانی با حرکتی تدریجی به­سمت روساخت عشق معنوی می‌رود و از سازگاری با شوپنهاور دور می‌شود. درنهایت روایت نظامی با تکریم مقام معنوی شیرین در مرتبه­ای والا و برجسته­سازی بن­مایه‌ی پایداری شیرین بر عفاف و پاک­دامنیِ منطبق با آیین مذهبی رایج، در تعارض با دیدگاه شوپنهاور قرار می­گیرد.