گونهشناسی و ساختار غزل-داستانهای قلندری
نویسندگان
1 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه باهنر کرمان
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید باهنر کرمان
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید باهنر کرمان
doi
10.22099/jba.2024.48560.4458چکیده
شاعران قلندریسرا بهمنظور بیان تجربههای شخصی خود از قالب غزل به شکلهای مختلف استفاده کردهاند. یکی از گونههای غزل قلندری، شکل و ساختار داستانی دارد و شاعر با بهرهگیری از تمام عناصر اصلی داستان، به بیان یکی از ماجراهایی پرداخته که برای خود یا پیر خانقاهی به وجود آمده و پس از ملاقات و گفتوگو با یار و معشوق، دچار تحول حال شده یا نگاه او به هستی تغییر یافته است. این نوع غزل، اغلب با الگوگیری از داستان حلاج یا پیر صنعان، بیانگر چگونگی تغییر تصوف و عرفان زاهدانه به تصوف و عرفان عاشقانه است. غزل-داستان قلندرانه گاه شکل مستقل دارد و یک غزل از ابتدا تا انتها به بیان داستان و نتیجهگیری از آن اختصاص یافته است و گاه برای تجسّم بخشیدن به یکی از اندیشههای اصلی عرفانی، بهطریق اپیزودیک از میانهی غزل آغاز میشود. این نوع غزل زبانی نمادین دارد، با نتیجهگیری و پایان بسته به اتمام میرسد و اغلب با زاویهی دید اول شخص به بیان تجربهی شخصی عارف میپردازد و در میانهی داستان با استفاده از شگردهای کانون روایت، به گفتهی خود جنبهی نمایشی میبخشد.