دکترین مسئولیت حمایت: بررسی تطبیقی رویکرد اعضای دائم شورای امنیت در قبال بحرانهای لیبی و سوریه
نویسندگان
1
2
doi
چکیده
قرن حاضر به دلیل بروز نگرانیها و چالشهای جدید پیرامون بحرانهای بشری بینالمللی و افزایش سطح انتظارات جهانی برای پاسخگویی مناسب، بهموقع و هدفمند به آنها، شاهد تحولات شگرفی در مقایسه با قرن گذشته است. استفاده ابزاری قدرتهای بزرگ از مفهوم حقوق بشر برای مداخله در امور داخلی سایر دولتها جهت تأمین اهداف و منافع ملی و اختلافنظر عمیق و جدی درخصوص نحوه، زمان و مشروعیت مداخله نظامی توسط جامعه جهانی موجب گردید تا مداخله بشردوستانه برای مقابله با بحرانهای بشری به یکی از پویاترین مباحث بینالمللی تبدیل شود. در این زمینه، تصویب دکترین «مسئولیت حمایت» در اجلاس سران سازمان ملل متحد در سال 2005 و تبدیل آن به هنجار پذیرفتهشده بینالمللی، حکایت از گام مهم جامعه جهانی برای اتخاذ رویکردی واحد در قبال بحرانهای بشری بینالمللی داشت. هرچند آزمون عملی این دکترین در بحران لیبی و تلاش برای تکرار این الگو در سوریه، بار دیگر انتقاداتی را متوجه قدرتهای بزرگ، بهویژه اعضای دائم شورای امنیت بهعنوان مرجع صلاحیتدار صدور مجوز برای اقدام در قالب دکترین «مسئولیت حمایت» کرد. در این مقاله سعی بر آن است تا ضمن بررسی دکترین مسئولیت حمایت، رویکرد اعضای دائم شورای امنیت در قبال بحرانهای لیبی و سوریه بهطور تطبیقی مورد ارزیابی قرار گیرد.