برنامه درسی بینرشتهای در آموزش عالی: چیستی و چگونگی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه کردستان
2 دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی
doi
چکیده
در سالهای اخیر، حوزه بینرشتهای یا بینرشتگی[1]، به عنوان یکی از مهمترین حوزههای پژوهش در زمینه آموزش به طور کلی و آموزش عالی به طور خاص، از اهمیت دوچندان برخوردار شده است. در بیشتر نظامهای آموزش عالی دنیا، سرمایهگذاری در دورههای تلفیقی در سطوح سه گانه کارشناسی، ارشد و دکتری به امری رایج و معمول تبدیل شده است. یکی از این موارد را میتوان تحقیقاتی مثال زد که در حوزه علوم بسیار پیچیده در مؤسسات معتبر دانشگاهی کشورهایی چون ایالات متحده آمریکا و کانادا در حال انجام است. این مؤسسات اغلب در پی تربیت متخصصان در سطوح کارشناسی ارشد و دکتری هستند. اما نتایج حاصل از گزارشهای منتشر شده در خصوص برنامههای درسی بینرشتهای، کارگزاران امر آموزش عالی را با سئوالهای جدی و نشأت گرفته از واقعیات روبهرو ساخته است که باید به آنها پاسخ داده شود. از جمله اینکه: ما چگونه بایستی مواد آموزشی بینرشتهای را برای گروهی از افراد تدریس نماییم که دارای پیشزمینه متفاوت از تحصیلات، توانایی و تجارب هستند؟ مباحث مطرح در رویکرد بینرشتهای کدامند؟ طراحی بینرشتهای در هر کدام از دورههای تحصیلات تکمیلی چگونه است؟ در این مقاله، سعی بر آن است که از طریق بازخوانی ادبیات مربوط به حوزه بینرشتهای در آموزش عالی، پاسخهای مناسب و درخور به این سئوالها داده شود، ضمن اینکه، سعی خواهد شد تا به نتایج و پیامدهای حاصل از اجرای این برنامهها اشاره گردد. در بخش دیگر مقاله؛ ضمن اینکه به بررسی پایههای تئوریک رویکرد بینرشتهای پرداخته میشود، سعی خواهد شد آنچه تحت عنوان «علوم پیچیده[2]» و تأثیر آن بر برنامه درسی بینرشتهای در آموزش عالی از آنها نام برده میشود، واکاوی و مورد بحث قرار گیرد. [1]. Interdisciplinary or Interdisciplinarity [2]. Complex Sciences