مقاله کوتاه: تحلیل «کمان کشی بر سر بیمار» در شعرِ حافظ شیرازی

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، واحد یاسوج، دانشگاه آزاد اسلامی، یاسوج، ایران.

doi
10.22099/jba.2024.48902.4469
چکیده

تحلیل «کمان­کشی بر سر بیمار» در شعرِ حافظ شیرازی                    چکیدهادبیات فارسی ناگزیر است که فرهنگ و ادبیات شفاهی و عامیانه را در متن و بطنِ خویش پذیرا باشد. حافظ ازجمله شاعرانی است که فرهنگ شفاهی زمانِ خود را پروریده و در آیینه‌ی هنرِ اشعارش انعکاس داده است. در غزلیّات وی بیتی به قرار زیر است: با چشم و ابروی تو چه تدبیر دل کنم؟وه زین کمان که بر سر بیمار می­کشیضبط این بیت بر اساس چاپ ابوالقاسم انجوی است و پرویز ناتل خانلری و محمّد قزوینی و قاسم غنی «بر من بیمار» آورده­اند؛ امّا حسین­علی هروی «بر سر بیمار» را درست­تر و ضبطِ حافظ قدسی را شاهدی بر این مدّعا می­داند. به‌هرروی، «کمان کشیدن بر سر بیمار» محل بحث است. در گذشته رسمی بوده که چون از بهبودی بیمار نومید می­شدند، سینی بزرگی در کنار بیمار نگه می­داشتند و بی­آنکه خود او متوجه باشد گلوله­ای گلین در کمان می­گذاشتند و به‌شدّت به آن سینی می­زدند تا بیمار با شنیدن آن صدای غیرمنتظره بترسد و بهبودی یابد. پژوهشگر در مقاله‌ی پیش رو که با روش توصیفی‌- تحلیلی انجام شده، در پی آن است که با کاوش در فرهنگِ عامه، ادبیاتِ فارسی و طبِ سنتی این موضوع را بررسی و با ذکر ریشه­های اساطیری و مبانی طب سنتی همراه با کلیدواژه­های این رسم مثل کمان، گلوله‌ی گلین، سینی، بانگ و بیماری، چونی و چرایی این باور را تحلیل کند.