ارزیابی ابعاد مدیریت دانش (مورد مطالعه: دانشگاه های دولتی و آزاد اسلامی استانهای یزد و اصفهان)
نویسندگان
1 دانشیار گروه مدیریت دانشگاه فردوسی مشهد
2 پژوهشگر مدیریت
doi
چکیده
روند توسعه ارتباطات و پیشرفتهای چشمگیر تکنولوژیکی موجب شده است تا دانش، بازیگر چند چهره عصر حاضر به شمار آید. بر این اساس، مدیریت دانش برای بسیاری از سازمانهای پیشرو، نماد رقابت و عامل دستیابی به قدرت و بالندگی محسوب میشود. از آنجایی که نظام آموزش عالی هر کشور عهدهدار وظایف و مسئولیتهای مهمی در زمینه رشد و توسعه اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و تربیتی جوامع است، لذا هر یک از مؤسسات آموزشی باید برای حفظ بقا در بازار به منظور کسب دانش، تلاش مضاعف نمایند. از طرف دیگر، کسب و کار دانشمحور، نیازمند رویکردی است که داراییهای نامشهود سازمانی، نظیر دانش و شایستگیهای منابع انسانی، نوآوری، روابط با مشتری، فرهنگ سازمانی، رویهها و ساختار سازمانی را در بر گیرد. در این راستا، پژوهش حاضر بر آن است تا به بررسی هریک از ابعاد دهگانه مدیریت دانش در مؤسسات آموزش عالی پرداخته و امکان تفاوت سطوح آن را در میان دانشگاههای دولتی و آزاد به مورد آزمون گذارد. با توجه به فرمول برآورد حجم نمونه، تعداد نمونه انتخابی برابر با 365 نفر برآورد گردید و پس از تعیین حجم نمونه تعداد 400 عدد پرسشنامه، در دانشگاههای دولتی و آزاد یزد و اصفهان توزیع گردید، که تعداد 342 پرسشنامه بازگشت داده شد. برای پاسخ به فرضیات تحقیق و مقایسه میانگین ابعاد مدیریت دانش در دانشگاههای مورد مطالعه آزمون فرض آماری تی- استیودنت 3 مورد استفاده قرار گرفت. یافتههای این پژوهش، حاکی از آن است که در کل در دانشگاهای دولتی، مدیریت دانش بیشتر مورد توجه مدیران و برنامهریزان قرار گرفته است. در دانشگاههای آزاد مورد مطالعه، ابعاد مدیریت دانش از وضعیت مطلوبی برخوردار نبودند، به طوری که این مراکز نتوانستهاند انتظارات کارکنان و اساتید خود را از مدیریت دانش فراهم آورند و این امر موجب شده است تا بین انتظارات و ادراکات کارکنان و اساتید دانشگاههای آزاد، شکاف قابل توجهای به وجود آید.