کاربست ویژة عام واژه ها: شگردی تأویلافزا در غزلهای حافظ
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
doi
10.22099/jba.2024.47935.4427چکیده
افسونسازی های خواجهی راز که به جذب خوانندگان و خواهندگان فراوانی انجامیده، اغلب حافظ پژوهان را بر آن داشته است تا پژوهش های پرشماری دربارهی رموز و اسرار این افسونگریهای جهانیسازِ جاودانگیبخش انجام دهند. با وجود فراوانی این دست پژوهش ها به نظر میرسد که همچنان رازهایی نایافته و رمزهایی نشناخته دربارهی کارایی همیشگی و هم هجایی کلام حافظ وجود دارد که شایستهی شناسایی است. تأمل در دیوان خواجه بهویژه ابیاتی که قابلیت تأویل و تفأل بیشتری دارند، نشان میدهد که در برخی از این بیتها حضور یک واژهی عام، محور و مبنای تأویل افزایی گسترده قرار میگیرد. بررسی نمونه های متعدد و مقایسهی نزدیک به هفتاد بیتِ به ظاهر مشابه، حکایت از شگردی زبانی دارد که طی آن یک عامواژهی کلیدی با دو ویژگی صرفی (معرفه و معنی بودن) زمینه را برای برداشت های گوناگون از بیت یا مصراع موردنظر فراهم میآورد. دلالت گری نامحدود عامواژهی محوری و کاربست سادهی آن در شگرد موردمطالعه (بدون پیچیدگی های برآمده از دخالت و تأثیر صناعات ادبی و فنون بلاغی دشوار و دیریاب) ضمن جذب خوانندگان پرشمار از صنوف و اقشار مختلف، میتواند ظرفیت تأویل پذیری ابیات زمینه را به اوج برساند و امکان خوانش این بیت ها را تا فراسوی مرزهای زمانی و مکانی و زبانی فراهم کند. با بررسی ابیات دربرداندهی این شگرد در چهارچوب آزادترین خوانش هرمنوتیکی (خوانش خواننده محور) و مقایسهی شگرد موردبحث با ایهام توسعه یافتهی حافظانه کوشش شده است، توان تفأل افزایی این شگرد بهطوربرجسته تبیین شود. وجود نشانه هایی از این شگرد در آیاتی از قرآن کریم تقویت کنندهی این گمان است که حافظ این شگرد ساده و سحرآمیز را هم در مضمون و هم در راهبرد، وامدار اعجاز آیات آسمانی باشد.