گفتمان «شعوبی گرایی» در روایت شاهنامۀ فردوسی (براساس تحلیل گفتمانی ارنستو لاکلائو و شنتال موفه)
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان تهران، ایران.
doi
10.22099/jba.2023.47077.4375چکیده
گفتمان شعوبیه واکنشی دربرابر سروری حاکمیت غیرایرانی بر جان و ناموس ایرانیان بود که از حدود قرن اول تا قرنهای ششم و هفتم هجری قمری ادامه یافت. این مقاله روایت شعوبی را براساس الگوی تحلیل گفتمانی لاکلائو و موفه در روایت شاهنامه تحلیل میکند. چگونگی و چرایی مبارزات ایرانیان در بستر خیزش شعوبی بهویژه در روزگار فردوسی روشن میشود. با منازعههای گفتمان شعوبی و حاکمیت غیرایرانی، گفتمان شعوبی در روایتِ فردوسی با دالهای دادگری، اختیار، خردورزی و میهندوستی در پیرامون هستهی معناییِ «احیای حاکمیت ایرانی» بازتعریف و مفصلبندی میشود. سلطهی سیاسی و نظام عقیدتی غزنوی، خلافت بغداد را بهعنوان «غیرهای گفتمانی» معرفی میکند و با برجسته کردنِ مفاهیم هویتی و حاشیهرانیِ سختگیریهای عقیدتی و اقتصادی، با گفتمان رقیب به ضدیت میپردازد. گفتمان شعوبی برای تحقق «رهایی» از سلطهی عقیدتیِ دستگاه خلافت بغداد و حاکمیت سیاسیِ غیرایرانی، نظریهی حاکمیت ایرانی «آرمانشاه» را بازتولید میکند. عاملیّت سیاسیِ مبارزه با بیگانگان و حاکمیت غیر با سوژهی آزادهی «جهانپهلوان» (رستم) محقق میشود که برای تحقق این آرمان و آرزوی گفتمانی، با دشمنان و بیگانگان مبارزه میکند و هیچگاه اسارت و خفت را در برابر غیرهای گفتمانی نمیپذیرد.