نقدی بر گفتمان ژئوپلیتیک شیعه؛ با تأکید بر رویکرد تبارشناسانه
نویسندگان
1 ـ استادیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران
2 - دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران
doi
چکیده
ژئوپلیتیک در اندیشههای مدرن مبتنی بر عنصر «مکان» بهعنوان عامل کلیدی در فهم مناطق ژئوپلیتیکی بوده است، اما در اندیشههای ژئوپلیتیک پست مدرن، عنصر«فضا» مورد تأکید قرار گرفته است که به جای مکان، بر گفتمانهای نزدیک به یکدیگر در فضایی عام تأکید میکند. «ژئوپلیتیک شیعه» برخلاف جلوههای عینی ژئوپلیتیکی، دارای هیچگونه نمود عینی نه در سطح نقشه نگاری و نه سرزمینی نیست، بلکه نوعی تلاش در جهت «تقویت گفتمان واژگانی جدید» پس از جنگ سرد است که با هدف تهدید جلوه دادن شیعیان خاورمیانه بهمنظور تولید «قدرت نرم» برای کشورهای غرب صورت میگیرد. اصطلاح «ژئوپلیتیک شیعه»، نظامی از «ساختار قدرت» را مکشوف میسازد که میتوان در آن به انگیزههای ابداع این واژه پی برد. مقاله حاضر در تلاش است با بازخوانی اصطلاح «ژئوپلیتیک شیعه» با تأکید بر ایران، از طریق «تبارشناسی مفهومی» که درقالب «روش گفتمانی» انجام میگیرد، و با افشای «ساختارهای نامرئی قدرت»، فهم بهتری از این اصطلاح بهدست دهد. نتایج تحقیق نشان میدهند که استقرار ایران شیعی در ماتریس کشورهای سنی حوزه خلیج فارس، همواره یکی از حوزههای مانور غرب برای اعمال فشار سیاسی برعلیه ایران بوده است. بهطوریکه ارائه و تبلیغ طرحهایی مانند «ایران هراسی»، «هلال شیعی» و «خاورمیانه جدید»، راهبردی صرف از سوی بازیگران منطقهای و فرامنطقهای برای خروج ایران از میدان بازی بوده است.