مقایسه روش‌های NIR و شیمی مرطوب در ارزشیابی ترکیب شیمیایی و قابلیت هضم مواد مغذی در بقولات علوفه‌ای

نویسندگان

1 گروه علوم دام و طیور، دانشکده فناوری کشاورزی ابوریحان، دانشگاه تهران، تهران، ایران. رایانامه: j_khani@ut.ac.ir

2 گروه علوم دامی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ملایر، ملایر، ایران. رایانامه: myari@malayeru.ac.ir

3 نویسنده مسئول، گروه علوم دام و طیور، دانشکده فناوری کشاورزی ابوریحان، دانشگاه تهران، تهران، ایران. رایانامه: a.alamouti@ut.ac.ir

doi
10.22059/jap.2026.398903.623859
چکیده

هدف: ارزیابی دقیق ترکیبات شیمیایی و کیفیت تغذیه‌ای خوراک‌های دامی، به‌ویژه گیاهان علوفه‌ای، نقش کلیدی در تدوین جیره‌های متعادل، ارتقای عملکرد دام و کاهش هزینه‌های تولید دارد. در میان روش‌های موجود، طیف‌سنجی فروسرخ نزدیک (NIR) به‌عنوان روشی سریع، غیرمخرب، کم‌هزینه و بدون نیاز به مواد شیمیایی، جایگاه ویژه‌ای در آنالیز خوراک پیدا کرده است. این روش به‌دلیل سهولت اجرا و قابلیت تحلیل سریع نمونه‌ها، به‌ویژه در شرایط مزرعه، به‌عنوان جایگزینی عملی برای روش‌های شیمیایی مرسوم مطرح شده است. هدف این پژوهش، مقایسه دقت روش NIR با روش‌های آزمایشگاهی مرجع در برآورد ترکیبات شیمیایی، اجزای پروتئینی و کربوهیدراتی و شاخص‌های تغذیه‌ای گیاهان لگومینه با تمرکز بر مدل CNCPS بود. روش پژوهش: نمونه‌های علوفه‌ای شامل دو رقم ماشک معمولی (Vicia sativa) و گل‌خوشه‌ای (Vicia villosa)، یک رقم نخود علوفه‌ای (Pisum arvense) و یونجه (Medicago sativa) به‌عنوان گیاه شاهد از نظر ماده آلی (OM)، پروتئین خام (CP)، الیاف نامحلول در شوینده خنثی (NDF)، الیاف نامحلول در شوینده اسیدی (ADF)، لیگنین (ADL)، نشاسته، خاکستر خام و بخش‌های پروتئین و کربوهیدرات براساس بخش­بندی مورداستفاده در سامانه کربوهیدرات و پروتئین خالص کرنلCNCPS  در سه تکرار اندازه‌گیری شدند. هم‌چنین شاخص‌های تغذیه‌ای شامل مصرف ماده خشک (DMI)، مجموع مواد مغذی قابل هضم (TDN)، انرژی قابل هضم (DE)، انرژی قابل متابولیسم (ME) و شاخص کیفیت (QI) با دو روش NIR و شیمی مرطوب برآورد شدند. برای بررسی تطابق آماری بین دو روش، از شاخص‌هایی مانند میانگین اختلاف (Bias)، ریشه میانگین مربعات خطا (RMSE)، ضریب تطابق کونکوردنس (CCC) و حد توافق بلاند-آلتمان (LOA) استفاده شد. یافته‌ها: یافته‌ها نشان دادند که روش NIR در برآورد ترکیبات شیمیایی کلیدی مانند پروتئین خام، ماده آلی، نشاسته و کربوهیدرات‌های کل (CHO) و بخشB1  از دقت بالا و همبستگی قوی با روش مرجع برخوردار بود (85/0CCC=). NIR هم‌چنین در تخمین شاخص‌های انرژی مانند TDN،DE  وME  تطابق قابل قبولی داشت. با این‌حال، در ارزیابی اجزای ساختاری نظیر ADL، NDF و دیگر بخش‌های پروتئین (ADIP وNDIP ) و بخش­های کربوهیدرات (B2، B3 و C) دقت و تطابق کاهش یافته و اختلاف‌های آماری معنی­داری با روش تجزیه شیمیایی مشاهده شد. این نتایج نشان می‌دهد که حساسیت طیفی روش NIR در تشخیص اجزای دیر‌هضم و غیرقابل تجزیه محدود بوده و برای تحلیل دقیق اجزای دینامیک مدل CNCPS مناسب نیست. نتیجه‌گیری: روش NIR با توجه به قابلیت‌های منحصربه‌فرد خود، به‌ویژه سرعت، سهولت اجرا و سازگاری با آنالیزهای میدانی، می‌تواند به‌عنوان ابزاری کارآمد در غربال‌گری سریع، پایش کیفیت خوراک و کاربردهای روزمره در آزمایشگاه‌های تجزیه خوراک مورداستفاده قرار گیرد. با این‌حال، برای تحلیل دقیق اجزای مدل‌های دینامیکی تغذیه‌ دام مانند CNCPS و اجزای مقاوم‌تر، همچنان استفاده از روش‌های شیمیایی مرجع دارای مزیت است. تلفیق NIR به‌عنوان ابزار مکمل در کنار روش‌های کلاسیک، می‌تواند رویکردی بهینه در آنالیز جامع خوراک دام فراهم سازد.