بررسی اثر استفاده از مکمل لیزوفسفولیپید (لیپیدول) و پودر چربی بر عملکرد و شاخصهای سلامت در گوسالههای شیرخوار هلشتاین
نویسندگان
1 گروه تغذیه دام طیور، دانشکده علوم دامی، دانشگاه علوم کشاورزی منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران. رایانامه: Alireza.alipour_s99@gau.ac.ir
2 نویسنده مسئول، گروه تغذیه دام طیور، دانشکده علوم دامی، دانشگاه علوم کشاورزی منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران. رایانامه: Ghoorchi@gau.ac.ir
3 گروه تغذیه دام طیور، دانشکده علوم دامی، دانشگاه علوم کشاورزی منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران. رایانامه: Toghdory@gau.ac.ir
4 گروه علوم دامی، دانشکده علوم دامی و صنایع غذایی، دانشگاه علوم کشاورزی منابع طبیعی خوزستان، ملاثانی، ایران. رایانامه: M.sari@asnrukh.ac.ir
doi
10.22059/jap.2026.402099.623870چکیده
هدف: در صنعت پرورش گوسالههای شیرخوار، نرخ بالای بروز بیماریهای اسهال و پنومونی همراه با رشد ناکافی، از مهمترین چالشها به شمار میرود که منجر به افزایش هزینههای درمانی، تلفات و کاهش سودآوری میگردد؛ با توجه به نقش کلیدی انرژی جیره در تقویت سیستم ایمنی، عملکرد رشد و سلامت کبد در دوره شیرخوارگی، این مطالعه با هدف بررسی اثرات افزودن سطوح مختلف مکمل لیپیدول و پودر چربی به جیره گوسالههای شیرخوار بر شاخصهای رشد، پارامترهای هماتولوژیک و بیوشیمیایی کبد، علائم حیاتی و میزان بروز بیماریهای اسهال و پنومونی انجام شد تا راهکاری مؤثر برای بهبود عملکرد و کاهش بیماریها ارائه نماید. روش پژوهش: در این مطالعه تعداد 36 رأس گوساله شیرخوار هلشتاین با سن 2 ±5 روز بهصورت تصادفی به چهار تیمار آزمایشی اختصاص داده شدند. تیمارهای آزمایشی شامل 1- جیره پایه حاوی 15/0 درصد مکمل لیپیدول و بدون افزودن پودر چربی، 2- جیره پایه حاوی 15/0 درصد مکمل لیپیدول به همراه سه درصد پودر چربی، 3- جیره پایه حاوی 3/0 درصد مکمل لیپیدول و بدون افزودن درصد پودر چربی، 4- جیره پایه حاوی 3/0 درصد مکمل لیپیدول به همراه سه درصد پودر چربی بود که بهصورت آزمایش فاکتوریل 2×2 در قالب طرح کاملاً تصادفی موردبررسی قرار گرفت. وزن گوسالهها در ابتدا و پایان دوره، مصرف ماده خشک روزانه ثبت گردید. همچنین در دو زمان ۳۰ و ۶۰ روزگی، شاخصهای فیزیولوژیکی شامل نرخ تنفس، ضربان قلب و دمای رکتوم اندازهگیری شد. نمونههای خون برای تعیین فراسنجههای هماتولوژی (شمارش گلبولهای سفید و قرمز، هموگلوبین و هماتوکریت) و آنزیمهای کبدی (آسپارتات ترانسآمیناز و آلانین ترانسآمیناز) بههمراه غلظت اوره سرمی در ساعت هشت صبح جمعآوری شدند. میزان بروز بیماریهای شایع اسهال و پنومونی در طول دوره پرورش نیز بهدقت پایش و تحلیل آماری نسبت احتمال ابتلا (Odds Ratio) انجام گرفت. یافتهها: نتایج نشان داد که افزودن 15/0 درصد مکمل لیپیدول به جیره، چه به تنهایی و چه همراه با سه درصد پودر چربی، به شکل معنیداری وزن نهایی گوسالهها را بهبود بخشید، درحالیکه سطح بالاتر مکمل لیپیدول (3/0 درصد) چنین اثری نداشت. شاخصهای عملکرد شامل افزایش وزن پایانی، مصرف ماده خشک و ضریب تبدیل غذایی در تیمارهای مختلف تفاوت آماری معنیداری نشان ندادند. از نظر فراسنجههای هماتولوژیک، بین گروهها اختلاف مشاهده نشد، اما فعالیت آنزیم آسپارتات ترانسآمیناز و میزان اوره سرمی در گروهی که 3/0 درصد مکمل لیپیدول بههمراه سه درصد پودر چربی دریافت کرد، بهطور قابلتوجهی افزایش یافت. که نشاندهنده افزایش بار متابولیک کبد در این گروه است. علائم حیاتی شامل نرخ تنفس، ضربان قلب و دمای رکتوم نیز در سنین ۳۰ و ۶۰ روزگی در تمامی تیمارها در محدوده فیزیولوژیک طبیعی باقی ماند و تغییر معنیداری نداشت. بررسی شیوع بیماریهای اسهال و پنومونی نیز نشان داد که استفاده از سطوح مختلف مکمل لیپیدول و پودر چربی تأثیر معنیداری بر کاهش یا افزایش ریسک ابتلا به این بیماریها ندارد. دامنه اطمینان وسیع نسبت احتمال ابتلا و همپوشانی آن با عدد یک، بیانگر عدم تأثیر بیولوژیکی معنیدار این مکملها بر وضعیت ایمنی و حساسیت به بیماری در شرایط آزمایش است. نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش نشان داد که افزودن 15/0 درصد مکمل لیپیدول به جیره گوسالههای شیرخوار میتواند به بهبود رشد بدون ایجاد اثرات منفی فیزیولوژیکی یا افزایش ریسک بیماری کمک کند. سطح بالاتر لیپیدول به همراه پودر چربی ممکن است باعث افزایش بار متابولیکی کبد و تغییراتی در شاخصهای بیوشیمیایی شود که به احتمال زیاد ناشی از افزایش فعالیت متابولیک و پردازش چربی است. از سوی دیگر، تغییرات فراسنجههای هماتولوژیک و علائم حیاتی در محدوده طبیعی باقیمانده و نشانهای از بروز استرس فیزیولوژیک یا اختلالات قابلتوجه در حیوانات نبود. با توجه به نتایج حاصل توصیه میشود سطح 15/0 درصد مکمل لیپیدول بهعنوان میزان بهینه در جیره گوسالههای شیرخوار برای ارتقای عملکرد رشد بدون مخاطره فیزیولوژیک استفاده گردد.