تجلّی آوای مرغان به مثابه عنصر بلاغی و بوطیقایی در منتخب شعر پارسی بر مبنای نظریة زائوم
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی، واحد خمینیشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، خمینیشهر، اصفهان، ایران
doi
10.22099/jba.2023.47312.4394چکیده
آفرینش صورخیال آوای مرغان (ایماژ) در ادب فارسی به سه صورت تجلی یافته است: اول ازطریق جاندارپنداری و نهادن کلام به زبان مرغان، دوم ازطریق حسی که صدای پرندگان به شاعر یا نویسنده میدهد و سوم بازتاب عینی صدای پرنده بهعنوان یک عبارت کامل که این عبارت میتواند تقلید صدای مرغان یا تشابهی میان کلام انسانی و آواز پرنده باشد. دو وجه اخیر را میتوان بهعنوان صورتهای بلاغی پوئتیک (بوطیقا) و رتوریکی آوای مرغان در نظر گرفت و به همین دلیل آنها را برمبنای نظریهی بلاغی فرمالیسم زائوم یا همان زبان فرامعنا تحلیل کرد. ازسویدیگر نظریهی گاستون باشلار که مبتنی بر تخیّل فشارسنجی (پنوماتیک صدا) است، میتواند راهنمای تحلیل ایماژیک آوای مرغان قرار گیرد. تحلیل پنوماتیک ذهنی آواز مرغان، بین فشارسنجی ذهنی صدای پرفشار کلاغ و آوای چهچههی کمفشار بلبل و نوای زیر چکاوک که برمبنای آن صور خیال مختلفی خلق میشود، تفاوت قائل است. این مقاله به تحلیل بلاغت آوای مرغان مبتنی بر مبانی بلاغت سنتی و بنیانهای بلاغت جدید و مفهوم زائوم در نظریهی بلاغی فرمالیسمها پرداخته است.