ردهشناسی پادمتن سیاه
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیّات فارسی
doi
10.22099/jba.2023.45226.4331چکیده
پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی به نقد و بررسی یک نمونه از متنهای سیاه میپردازد که همعرض با فیلم سینمایی «رقص در غبار» سروده شده و از خلال آن به این پرسش پاسخ میدهد که متن سیاه مهدی خبّازی کناری را میتوان جزو کدامیک از جریانها و گونههای شعری معاصر درنظر گرفت. بنیادهای فلسفی متن سیاه ریشه در اگزیستانسیالیسم و پساساختگرایی دارد و چنانکه میدانیم، پستمدرنیسم تحتتأثیر پساساختگرایی دریدا شکل گرفته؛ پس فرض اوّلیّه بر آن است که متن سیاه جزو جریان شعر پستمدرن باشد؛ چون در چنین متنهایی بین رویدادهای روایی شعر حذف و شکاف یا ناپیوستگی ایجاد و پیوستگی بیناجملهای مختل میشود و ناپیوستگی کاهش متنیّت و تولید پادمتن را بهدنبال دارد؛ به همین دلیل بهترست بهجای متن سیاه از اصطلاح پادمتن سیاه استفاده شود. روایات موازی، تکثّر معنایی، چندصدایی، تعیّنناپذیری و تلاش برای دستیابی به زبان ناخودآگاه، پادمتن سیاه را به شعر زبان که یکی از گونههای شعر پستمدرن است، نزدیک میکند و کاربرد نمادها فرمی معمّاگونه به شعر میدهد که حاکی از پنهانسازی آگاهانهی واقعیّت است. این ویژگیها از مختصّات شعر هرمسی است که مبانی اگزیستانسیالیستی دارد؛ بنابراین پادمتن سیاه، گونهای جدید با دغدغههای فلسفی است که ویژگیهای شعر زبان و هرمسی را دربردارد و بیانگر تجربههای زیستهی شاعر در مواجهه با سؤالات هستیشناختی و معرفتشناختی است و سیاهی آن بر ابهام در شناخت دلالت دارد.