تحلیل دلالت های گفتمانی در جغرافیای فرهنگی ایران
نویسندگان
1 استاد جامعهشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 دکتری جامعهشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.22034/jgeoq.2025.564569.4404چکیده
این پژوهش با هدف کشف و تحلیل دلالت های گفتمانی نهفته در جغرافیای فرهنگی ایران به انجام رسیده است. روش تحقیق کیفی و بر اساس نظریه دادهبنیاد است. دادهها از مجموعههای هدفمند از متون، سخنرانیها و بیانیههای مرتبط با هویت سرزمینی و گفتمانسازی ملی گردآوری و جغرافیای مرتبط گردآوری و طی سه مرحله کدگذاری باز، فرهنگی و انتخابی تحلیل شدند. یافتهها نشان میدهد جغرافیای فرهنگی ایران بستری فعال برای تولید و مبادله معانی گفتمانی است که حول مضمون هستهای «تمدن ایرانی-اسلامی» سازمان مییابد است. شرایط علّی شامل ساختار حکمرانی دینی-ملی، خودآگاهی تاریخی و تمدنی، موقعیت ژئوکالچر خاص ایران، تقابل گفتمانی با نظم جهانی، نقش کنشگری اجتماعی است. راهبردهای گفت در شش محور: تولید معنا و روایتپردازی هویتی، شبکهسازی نماد فرهنگی، توانمندسازی گفتمانی مردم، دیپلماسی فرهنگی و ارسال دلالتها به عرصه بینالمللی، اصلاحگری و ذهنیتسازی کیفیتمندی و نهادینهسازی ارزشها در کالبد فضا و مکانهای دستهبندی شدند. پیامدها شامل: انسجام هویتی، نفوذ نرم از طریق ارسال معنایی، ارائه الگوی بدیل فرهنگی، زمینه سازی احیای تمدنی و تعالی فردی و اجتماعی است. نتیجهگیری نشان میدهد جغرافیای فرهنگی ایران نه یک بستر خنثی، بلکه عرصههای فعال در تولید، مبادله و تقابل دلالتهای گفتمانی است که هم بازتاب شرایط تاریخی-اجتماعی است و هم بهصورت کنش گرانه در ساخت واقعیات اجتماعی، سیاسی و فضایی نقش دارد.