رفتار تغذیه ای در خرگوش متعاقب تزریقات اخل بطن مغزی هیستامین و آنتاگونیست های H1 و H2 آن

doi
چکیده

هدف : بررسی نقش مرکزی هیستامین و گیرنده‌های H2 , H1 آن در تنظیم رفتار تغذیه‌ای خرگوش. طرح : مطالعه تجربی. حیوانات: سی و شش سر خرگوش سفید نیوزیلندی نر با وزن بین 3-5/2 کیلوگرم. روش : قرار دادن کانول استانلیس راهنما از جنس فلز زنگ نزن به شماره 23 در داخل بطن جانبی مغز خرگوش،تزریقات داخل بطن مغزی سالین نرمال شاهد. هیستامین (75 میکروگرم)، کلرفنیرامین (آنتاگونیست H1 150 میکروگرم) و سایمتیدین (آنتاگونیست H2، 150 میکروگرم) از طریق کانول راهنما به وسیله سرنگ هامیلتون 25 میکرولیتری، ثبت رفتار تغذیه‌ای در وعده اول غذا شامل: مدت زمان نهفته تا شروع اخذ غذا، تعداد و مدت زمان خوردن پلت‌های غذایی و اندازه‌گیری مقادیر اخذ غذا در فواصل زمانی مشخص پس از تزریق. تجزیه و تحلیل آماری: تجزیه واریانس یکطرفه، با اندازه‌گیری مکرر و آزمون دانکن. نتایج : مدت زمان نهفته تا شروع اخذ غذا پس از تزریق هیستامین و کلرفنیرامین به ترتیب افزایش و کاهش یافت و پیش تزریق کلرفنیرامین و نه سایمتیدین اثر هیستامین را مهار کرد. تعداد و مدت زمان مصرف پلت‌ها در وعده اول غذا با تزریق هیستامین کاهش و با تزریق به تنهایی کلرفنیرامین افزایش یافت. بیش درمانی با کلرفنیرامین از اثر تضعیفی هیستامین جلوگیری کرد. در سرعت غذا خوردن تفاوت معنی‌داری ایجاد نشد. تزریق هیستامین، مقدار اخذ غذا را در ساعت اول و دوم پس از تزریق، کاهش داد. تزریق به تنهایی کلرفنیرامین موجب افزایش اخذ غذا در ساعت اول پس از تزریق شد و پیش درمانی با آن اثر تضعیفی هیستامین را در ساعات اول پس از تزریق مهار کرد. تزریق به تنهایی سایمتیدین اثری نداشت. اخذ غذای جمعی در چهار ساعت پس از تزریق هیستامین کاهش یافت در اخذ غذای 24 ساعت تغییر معناداری مشاهده نشد. نتیجه‌گیری : بر اساس نتایج مطالعه حاضر می‌توان اظهار نمود که هیستامین مغزی یک نقش تضعیفی مرکزی در تنظیم رفتار تغذیه‌ای دارد که از طریق گیرنده‌های H1 و نه H2 مرکزی آن میانیگری می‌شود. استفاده از آنتی هیستامین‌های H1 نفوذ کننده از سد خونی – مغزی در درمان برخی از حالات بی اشتهایی قابل توصیه می‌باشد.