دیگریِ تهدیدکننده و دیگریِ معنابخش در شعر معاصر، مطالعه موردی اشعار شمس‌لنگرودی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی،دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران

doi
10.22099/jba.2023.44076.4255
چکیده

علاوه بر اینکه انسان­گرایی از رویکردهای اصلی اگزیستانسیالیسم است و انسان شأنی معنابخش در آن دارد، دیگریْ به‌عنوان باشنده­ای که او نیز از وجود خویش آگاه است، در اگزیستانسیالیسم و ادبیات حضوری چندگانه پربحث و گسترده دارد. نتایج این پژوهش نشان داد که هم مجموعه­ای از مفاهیم مربوط به یکی از رویکردهای اگزیستانسیالیستی به مفهوم دیگری که در نظریات متفکرینی چون سارتر به چشم می‌خورد و در کل نگاهی است بدبینانه، در شعر شمس لنگرودی بازتاب قابل‌توجهی داشته است و هم نگاه انسان­گرایانه و معنابخش به دیگری در اشعار وی دارای مثال­های متعدد است. مطالعه‌ی اشعار نشان می­دهد که شاعر در نگاه انتقادآمیز به دیگری، موضوعاتی مانند محدودکردن اختیار و امکان­مندیِ دیگری، سلطه­جویی، توده‌سازی و توده‌شدگی و تنزل و سقوط رابطه‌ی اصیلِ من-تو به من-آن مطرح کرده است و در نگاه خوش­بینانه و انسان‌گرایانه به حضور معنابخش و محوری انسان پرداخته که سبب تعالی است و حتی بر نحوه‌ی آشکار شدن پدیده­ها بر شاعر تأثیر زیادی دارد. از شواهد مثال پرتعداد می­توان ادعا کرد که هر دو رویکرد را می­توان از مفاهیم اصلی اگزیستانسیالیستی حاضر در اشعار شمس لنگرودی دانست که حاکی از دغدغه­های وجودی شاعر است و در چارچوب شعریت و منطق هنری منعکس شده است.