بررسی رابطۀ نظری بین بیثباتی سیاسی و چرخۀ تجاری - سیاسی در یک کشور نفتی
نویسندگان
1 استادیار گروه اقتصاد، دانشکده مدیریت، دانشگاه پیام نور ، تهران، ایران
2 استادیار گروه اقتصاد، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.
doi
10.22126/ipes.2021.5350.1268چکیده
تزریق درآمدهای بخش رانتی نظیر درآمدهای نفتی علاوهبر تأثیر در سازمان اقتصاد، میتواند بخشهای سیاسی را نیز تحت تأثیر خود قرار دهد. بخش چشمگیری از مطالعات اقتصادی ـ سیاسی در این قبیل از کشورها به تأثیرات اقتصادی و سیاسی بخش رانتی بوده است. در این مقاله نویسندگان بهدنبال طرح چارچوب یک مدل نظری برای تشریح و تبیین یک مدل ساختاری چرخۀ تجاری در یک اقتصاد رانتی هستند. آنها معتقدند که ساختار اقتصادی و بودجه نفتی بهنوعی به شکل چرخههای تجاری- سیاسی از نوع مدل فرصتطلبی است که در کشورهای با اقتصاد رانتی، جزیی ساختاری و دائمی از اقتصاد آنهاست و رانت نقش بسزایی در ساختار اقتصادی- سیاسی و تصمیمسازی وسیاستگذاری ایفا میکند. نتایج نشان داد که بیثباتی سیاسی ناشی از شکاف رابطة میان ملت ـ دولت که ناشی از وابستگی بودجۀ دولت به درآمدهای بخش مسلط (نفتی) در کشورهای رانتی هستند و در کنار عوامل دیگر میتواند به نوسانات اقتصادی و چرخههای تجاری منجر گردد. بیثباتی مذکور در کنار رویکردهای مرسوم و سنتی طرف عرضه و تقاضا میتواند در تشریح علل ایجاد چرخههای تجاری، نقش مهمی ایفا میکند. همچنین نوسانات بخش رانتی میتواند سبب ایجاد نوع جدیدی از چرخههای تجاری- سیاسی گردد که ریشه در ساختار بودجۀ نفتی و رانتی دولت دارد؛ بهعبارتدیگر چرخههای تجاری- سیاسی موجود ناشی از رویدادها و زمان انتخابات است، درحالیکه چرخههای تجاری- سیاسی جدید تا زمانی که بودجۀ دولت وابسته به درآمدهای بخش رانتی در اقتصاد باشد، یک پدیدۀ همیشگی است.