نقشِ خرده فرهنگ های منحرف قلندریّه درعزلت آنان براساسِ رباعیّاتِ قلندرانه

نویسندگان

1 استاد و عضو هیات علمی دانشگاه یزد

2 دانشجوی دکتری دانشگاه یزد

3 استادوعضو هیئت علمی دانشگاه یزد

doi
10.22099/jba.2023.46483.4346
چکیده

قلندریّه یک گروه خاص با خرده‌فرهنگ‌های خاص است و عزلت با وجود حضور در متن جامعه جزو مهم‌ترین آن‌هاست. چگونگی تحقّق خرده‌فرهنگ مزبور وظیفه‌ی جستار حاضر است که در حوزه‌ی مطالعات بینارشته‌ای ادبیّات صوفیانه و جامعه‌شناسی فرهنگی است و برپایه‌ی مطالعات کتابخانه‌ای و روش توصیفی- تحلیلی و با کمک رهیافت تحلیل محتوا انجام شده. به‌دلیل اهتمام ویژه‌ی متصوّفه به قالب رباعی، پیکره‌ی متنی پژوهش حاضر را رباعیّات فارسی شکل داده است. بازه‌ی زمانی از آغاز تا قرن هشتم (ه.ق.) و بستر موضوعی محدود به حوزه‌ی جامعه‌شناسی فرهنگی، منهای مؤلّفه‌های اعتقادی است. یافته‌ها نشان می‌دهد که عزلت خاص قلندریّه که عزلتی در میان مردم است، به‌وسیله‌ی خرده‌فرهنگ‌های منحرف آن‌ها نسبت به فرهنگ حاکم بر جامعه‌ی اصلی و فرهنگ جماعت صوفیان غیرقلندر محقّق می‌شود. خرده‌فرهنگ‌هایی که در انحراف زندگی قلندران از عرف و عادات اجتماعی مردم نقش دارند، عبارت‌اند از: زبان دیگرگونه و غیرقابل درک برای عوام و آمیختگی آن با شطح و طامات، کم‌حرفی و خاموشی افراطی، بدنامی و ملامتجویی قلندران در عین تلاش برای بی‌آزاری نسبت به خلق و شادسازی دیگران و حتّی ترجیح ستم‌کشی بر ستمگری، تجرّد و پشت کردن به فرهنگ ازدواج و تشکیل خانواده، سفرهای پی‌درپی و آوارگی دائمی و پرسه زدن‌های بی‌هدف در اسواق و اماکن مختلف، زندگی دیوانه‌وار و به‌خصوص نعره زدن‌های بی‌دلیل قلندرانه، رفتارهای مرموز همراه با حیله‌گری و زیرکی، تکدّی‌گری باوجود ادّعای استغنای از خلق و مصرف بی‌پروای بنگ و تریاک و شراب.