مدیریت سیاسی فضا در سیستمهای بسیط متمرکز
نویسندگان
1 ـ استادیار مدیریت، دانشگاه تربیت مدرس
2 ـ استاد جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس
3 ـ دانشآموخته جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس
4 ـ دانشیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس
doi
چکیده
سازماندهی امور یک کشور از طریق نهادهایی است که در فضای جغرافیایی از قدرت و اختیار برخوردار هستند. قدرت و اختیار در فضاهای جغرافیایی یا از طریق سلطه جبری شکل میگیرد یا از طریق واگذاری قدرت و اختیار از سوی ملت به حکومت که در حال حاضر الگوی واگذاری قدرت از سوی ملت به حکومتها پدیده رایج در ساختار سیاسی اغلب کشورهای جهان است. سه الگوی حکومتی بسیط، فدرال و ناحیهای وجود دارند که در آنها بین نظام حکومتی و الگوی توزیع فضایی قدرت در فضاهای جغرافیایی تفاوت وجود دارد. الگوی بسیط یا تکساخت خود نیز به دو بخش تقسیم میشود: الگوی بسیط متمرکز که نظام سیاسی و اداری تمرکزگرایی را داراست و الگوی بسیط غیرمتمرکز که از نظر سیاسی و قانونگذاری متمرکز، ولی از نظر اداری و خدماتی غیرمتمرکز میباشد. این پژوهش نشان داده است که این چالشها از نظر جغرافیایی ناشی از چهار مؤلفه قانونگذاری، مدیریت سیاسی متمرکز، مشارکت پایین و مقطعی و تقسیمات سیاسی فضا بهعنوان بستر کارکردهای سازمانهای اداری و سیاسی در این سیستمها است.تحلیل سیستمهای بسیط متمرکز برای کشورهای دارای تنوع محیط جغرافیایی و تکثر گروههای انسانی نشان میدهد که این سیستمها با چالشهایی چون فقدان عدالت جغرافیایی، فقدان یکپارچگی و تجانس ساختاری و کارکردی فضا، مشارکت مقطعی و دولتمحور، بوروکراسی شدید، چالشهای ناحیهای و محلی، توسعه کند و ناپایدار، شبکه ارتباطی تمرکزگرا، بزرگ شدن کانون سیاسی کشور و کانونهای ناحیهای تحت تأثیر تمرکز سرمایه و پول، تمرکز نهادهای حکومتی در مرکز مواجه است. پژوهش حاضر با شیوه توصیفی زمینهیاب یا پهنانگر و با استفاده از منابع کتابخانهای و اسنادی؛ با بررسی چالشهای موجود در سیستم بسیط متمرکز، چارچوبی نظری را در ارتباط با تبیین مدیریت سیاسی فضا در این الگوهای مدیریتی ارائه میدهد.