نگرشی اسلامی به نقش فرهنگ در توسعه قلمرو نفوذ کشورها
نویسندگان
1 استادیار جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران
2 ـ استادیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران
doi
چکیده
هر ناحیه جغرافیایی و نیز هر کشور با دو عامل نقطه کانونی یا مرکز سیاسی و قلمرو و محدوده معین، تعریف میشود. مطابق قوانین رسمی بینالمللی، همه کشورهای جهان دارای محدوده سرزمینی مشخص هستند که از سوی نهادهای بینالمللی و دیگر کشورها بهرسمیّت شناخته شده و بر روی نقشه سیاسی جهان نمایش داده میشوند. علاوه بر مفهوم رسمی قلمرو، براساس نگرش اسلامی میتوان برای هریک از کشورهای جهان محدودة دیگری را در نظر گرفت که از آن به قلمرو یا حوزة نفوذ یاد میشود.حوزه نفوذ آن محدوده جغرافیایی است که یک کشور بهطور محسوس یا نامحسوس قادر به کنترل فرایندهای محیطی موجود در آن باشد. حوزة نفوذ یک کشور ناشی از برآیند عوامل متعدد سیاسی، اقتصادی، نظامی، جغرافیایی و فرهنگی است. لیکن مطابق نظر این مقاله، عوامل و منابع فرهنگی و نرمافزاری بهعنوان اصلیترین مؤلفه تأثیرگذار در حوزة نفوذ کشورها محسوب میشود. در این رابطه پرسشی که مطرح گردیده آن است که، «قلمرو نفوذ چیست و با چه شاخصههایی تعیین میشود؟» در پاسخ به پرسش مزبور، این فرضیه ارائه شده است که، «بهنظر میرسد قلمرو نفوذ مشتمل بر محدودة اثرگذاری یک کشور بوده و اصلیترین شاخص در تعیین این قلمرو، شاخص اقتدار فرهنگی است». نظر به اینکه رویکرد مقاله حاضر توجه و تأکید بر نگرش اسلامی در حوزة اندیشة سیاسی است، لذا طی این پژوهش تلاش بهعمل آمده تا با بهرهگیری از مبانی اندیشة سیاسی اسلام، به بحث و بررسی پیرامون نقش عامل فرهنگ و منابع نرمافزاری قدرت در توسعه حوزة نفوذ کشورها پرداخته شود.