بررسی و تبیین جایگاه دولت در عرصه فرهنگی جامعه از نگاه اسلام و لیبرالیسم
نویسندگان
1
2
3
doi
چکیده
اگر چه فرهنگ خود جهتدهنده به بسیاری از جنبهها و حوزههای جامعه و زندگی افراد میباشد، اما در یک گستره وسیعتر، این دولت است که میتواند نقش مهمی در تعیین جایگاه فرهنگ داشته باشد. به عبارت بهتر، فرهنگ میتواند تحت نظارت و تعینپذیری و جهتگیری از سوی دولت و حاکمان قرار گیرد. این مقاله، جایگاه دولت در رابطه با فرهنگ را در دو دیدگاه متفاوت یعنی دولت اسلامی و دولت لیبرالی مورد واکاوی قرار داده و به این پرسش پاسخ میدهیم که: "از دیدگاه اسلامی و لیبرالیستی دولت از چه جایگاهی در عرصه فرهنگ برخوردار است؟". فرضیه مورد نظر این است که "با توجه به تعریف حداقلی از دولت در قرائت لیبرالیستی، دولت نقشی صرفاً مدیریتی و بعضاً نظارهگر را در عرصه فرهنگ برعهده دارد، اما با توجه به تعریف حداکثری از دولت در دیدگاه اسلامی، دولت علاوه بر نقش مدیریتی، نقش فرهنگسازی، هدایت و کنترل جوانب مختلف فرهنگی جامعه را نیز بر عهده دارد". و با توجه به تعدد مؤلفههای فرهنگی که دولت میتواند به دخالت و نقشآفرینی در آن بپردازد، نوشته حاضر برای جلوگیری از طولانی شدن و همچنین حفظ انسجام آن به چهار حوزه و مؤلفه تعلیم و تربیت، دین، هنر و رسانهها در دو دولت اسلامی و لیبرالی خواهد پرداخت.