تحلیل انتقادی گفتمان عرفانی در غزلیات حافظ با تکیه بر فرانقش متنی زبان در زبانشناسی سیستمی- نقشی هلیدی
نویسندگان
1 استادیار مرکز معارف اسلامی و ادبیات فارسی دانشگاه صنعتی اصفهان
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان
doi
10.22099/jba.2023.42522.4180چکیده
یکی از روشهای کارآمد برای مطالعهی زوایای معناشناختی زبان عرفانی در متون ادبی، تحلیل گفتمان انتقادی است که رویکردی جدید از تحلیل گفتمان در مطالعات زبانشناسی به شمار میرود و به تجزیهوتحلیل متون در پیوند با زمینه و بافت فرهنگی و اجتماعی میپردازد. در پژوهش حاضر با روشی توصیفی- تحلیلی و مطابق با الگوی سهسطحی فرکلاف، به تحلیل معناشناختی زبان عرفانی حافظ پرداخته میشود. بدینمنظور پس از توصیف غزلهای عرفانی حافظ مطابق با چارچوب زبانشناسی سیستمی- نقشی هلیدی و با تکیه بر فرانقش متنی زبان در آن چارچوب، با عنایت به بافت درونزبانی و برونزبانی غزلها و با تحلیلی بینامتنی، به تفسیر و تبیین ایدئولوژیک آنها پرداخته میشود. نتایج پژوهش نشان میدهد که ویژگیهای عرفانی شاخص در زبان عرفانی حافظ، ویژگیهایی است که با دیگر متون عرفانی اشتراکاتی دارد و ضمن ارائهی مختصات بینامتنی و قواعد عام گفتمان عرفانی، منعکسکنندهی دیدگاههای شخصی و ایدئولوژیک حافظ در ارتباط با اوضاع فرهنگی-اجتماعی زمانهی اوست. دستاورد تحقیق، توجیه و تبیین علمی، نظاممند و الگومدار زبان عرفانی حافظ و بیان چگونگی و چرایی شکلگیری، تولید و درک گفتمان عرفانی او با استفاده از معیارها و ابزارهای دقیق تحلیل انتقادی گفتمان است که نتایج پژوهش را بر پایههای مستدل و موثق زبانشناسی، استوار و از برچسب کلیگویی و خطاهای حاصل از آن مبرّا میکند.