تحلیل صحّت انتساب دیوان خطایی به شاه اسماعیل اوّل صفوی بر اساس نظریّة ژرار ژنت
نویسندگان
1 گروه تاریخ و جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه محقق اردبیلی
2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه محقق اردبیلی
doi
10.22099/jba.2023.44249.4263چکیده
شاهاسماعیل اوّل صفوی، میراثدار سیاست و شجاعتِ شیوخ متأخّر صفوی، شیخجنید و شیخحیدر، و جدّ مادریاش، اوزون حسن آققویونلو، و فضیلت و معنویّت شیوخ متقدّم صفوی، بهویژه شیخصفیالدین اسحاق اردبیلی بود. به گواهی برخی منابع معتبر تاریخی و ادبی، وی طبع شاعری داشت و دیوان خطایی منسوب به اوست؛ امّا صحّت این انتساب مخالفان و موافقانی دارد. این مقاله به شیوهی توصیفی-تحلیلی، به بررسی دیوان خطایی و منابع ادبی و تاریخی دوران صفوی بر اساس نظریّهی ترامتنیت ژرار ژنت پرداخته و به این نتیجه رسیده که با توجّه به قراین پیرامتنی درونی و بیرونی، انتساب دیوان مذکور به شاهاسماعیل اوّل صفوی پشتوانهی علمی، ادبی و تاریخی محکمی دارد. بیشترین قراین پیرامتنی درونی این انتساب، مربوط به «عنوان دیوان» و «تخلّص شاعر» است که علاوه بر دلالت بر شخصی واحد، در دیوان خطایی بارها در کنار هم آمدهاند. همچنین بیشترین قراین پیرامتنی بیرونی، مربوط به گزارشهای تذکرهنویسان دربارهی شاعری و انتساب دیوان خطایی به وی با نقل نمونهای از اشعار اوست. دیگر قراین پیرامتنی عبارتاند از: اشارات مورّخان، مؤلّفانِ فرهنگها و دایرهالمعارف ها، سلسهالنّسب ها، سفرنامه ها، عاشیق ها و... به شاعری وی که رویهمرفته صحّت انتساب دیوان خطایی را به او تأیید میکنند.