مقایسه روش‌های مختلف تخمیر سبوس برنج و سبوس گندم بر عملکرد، ریخت‌شناسی روده و جمعیت میکروبی روده کور جوجه‌های گوشتی سویه راس

نویسندگان

1 گروه زیست‌شناسی، دانشکده علوم و مرکز تحقیقات پالایشگاه زیستی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران. رایانامه: motamedih@scu.ac.ir

2 گروه علوم دامی، دانشکده علوم دامی و صنایع غذایی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان، ملاثانی، ایران. رایانامه: Phd.imani@asnrukh.ac.ir

3 نویسنده مسئول، گروه علوم دامی، دانشکده علوم دامی و صنایع غذایی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان، ملاثانی، ایران. رایانامه: S.Salari@asnrukh.ac.ir

doi
10.22059/jap.2025.399776.623862
چکیده

هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثرات فرآوری سبوس برنج و سبوس گندم با استفاده از روش‌های مختلف تخمیری (باکتری، قارچ، مایع شکمبه گاو) بر عملکرد، ریخت‌شناسی روده و جمعیت میکروبی روده کور جوجه‌های گوشتی سویه راس 308 انجام شد. سبوس‌های (برنج و گندم)، به‌عنوان یک محصول فرعی غلات غنی از مواد مغذی و الیاف خام، می‌تواند به‌عنوان یک منبع غذایی جایگزین در تغذیه طیور به مقدار محدود مورداستفاده قرار گیرد. با این‌حال، وجود ترکیبات ضد تغذیه‌ای در سبوس از قبیل فیبر، اسید فیتیک، قابلیت هضم و جذب مواد مغذی را محدود می‌کنند. به‌نظر می‌رسد، فرآوری تخمیری می‌تواند با تجزیه و افزایش قابلیت جذب این ترکیبات امکان استفاده بهینه از سبوس‌‌ها را فراهم کند. روش پژوهش: در این آزمایش، تعداد 400 قطعه جوجه‌ گوشتی یک‌روزه، سویه تجاری راس 308 (مخلوط دو جنس) در قالب طرح کاملاً تصادفی با آرایش فاکتوریل (4×2) به‌مدت 42 روز موردبررسی قرار گرفتند. فاکتورهای آزمایشی شامل روش‌های مختلف فرآوری (بدون فرآوری، تخمیر با باکتری باسیلوس سابتیلیس، تخمیر با قارچ آسپرژیلوس نایجر و تخمیر با مایع شکمبه) و نوع سبوس (گندم و برنج در سطح 10 درصد جیره) بودند و اثرات آن‌ها بر عملکرد کل دوره (مصرف خوراک، افزایش وزن، ضریب تبدیل خوراک)، ریخت‌شناسی روده و جمعیت میکروبی روده کور وpH  قسمت‌های مختلف دستگاه گوارش (سنگدان، دوازدهه، ژژنوم و ایلئوم) مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته‌ها: اثر متقابل نوع سبوس و روش فرآوری بر مصرف خوراک و افزایش وزن کل دوره معنی‌دار نبود، اما بر ضریب تبدیل خوراک اثر معنی‌داری داشت. به‌طور مشخص، گروهایی که سبوس گندم و برنج تخمیرشده با قارچ را دریافت کرده بودند کم‌ترین ضریب تبدیل خوراک را داشتند. در بررسی اثر اصلی روش فرآوری، تخمیر سبوس با قارچ نسبت به سبوس خام و سبوس تخمیرشده با مایع شکمبه موجب افزایش مصرف خوراک شد. مصرف سبوس گندم در مقایسه با سبوس برنج، منجر به بهبود معنی‌دار افزایش وزن و کاهش ضریب تبدیل خوراک گردید. ارتفاع پرز دوازدهه در روش تخمیر با قارچ نسبت به سبوس خام و روش تخمیر با باکتری به‌صورت معنی‌داری افزایش یافت، اما با روش تخمیر با مایع شکمبه اختلاف معنی‌داری نداشت. بیش‌ترین نسبت ارتفاع پرز به عمق کریپت دوازدهه در روش تخمیر سبوس با قارچ مشاهده شد. نتایج نشان داد که سبوس گندم، در مقایسه با سبوس برنج، موجب افزایش ارتفاع پرز و ضخامت اپیتلیوم و کاهش عمق کریپت ژژنوم شد. نسبت ارتفاع پرز به عمق کریپت ژژنوم در دو روش فرآوری با قارچ و مایع شکمبه افزایش معنی‌داری را نشان دادند. نسبت ارتفاع پرز به عمق کریپت در ایلئوم در گروه دریافت‌کننده سبوس برنج تخمیرشده با قارچ و مایع شکمبه و هم‌چنین سبوس گندم تخمیرشده با قارچ بیش‌ترین مقدار را نشان داد. کم‌ترین نسبت ارتفاع پرز به عمق کریپت ایلئوم در گروه دریافت‌کننده سبوس برنج خام مشاهده گردید. اثر متقابل فاکتورهای آزمایشی بر جمعیت لاکتوباسیل‌ها روده کور معنی‌دار بود. پرندگان تغذیه‌شده با سبوس گندم تخمیرشده با مایع شکمبه، جمعیت لاکتوباسیلوس روده کور بیش‌تری در مقایسه با سایر تیمارها به‌جز سبوس برنج تخمیرشده با قارچ نشان دادند. پرندگان تغذیه‌شده با سبوس تخمیرشده اشرشیاکلای و کلی‌فرم روده کور کم‌تری نسبت به پرندگان تغذیه‌شده با سبوس خام داشتند. نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهد که فرآوری تخمیری سبوس گندم و سبوس برنج، به‌ویژه با استفاده از قارچ آسپرژیلوس نایجر، به‌دلیل بهبود عملکرد، افزایش ارتفاع پرزها و کاهش عمق کریپت روده، افزایش جمعیت باکتری‌های مفید لاکتوباسیل، کاهش جمعیت باکتری‌های مضر وکاهشpH  روده جوجه‌های گوشتی، می‌تواند به‌عنوان یک استراتژی مؤثر در تغذیه جوجه‌های گوشتی مورداستفاده قرار گیرد.