تاثیر استراتژی آموزش معکوس و مهارت های تدریس بر عملکرد تحصیلی با توجه به نقش میانجی خودپنداره تحصیلی و خلاقیت دانشجویان دانشکده های هنرهای زیبا استان بغداد
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه مدیریت آموزشی، دانشگاه ارومیه،ارومیه ،ایران
2 استاد، گروه مدیریت آموزشی ،دانشگاه ارومیه،ارومیه ،ایران
3 استاد ،گروه مدیریت آموزشی ،دانشگاه ارومیه ،ارومیه ،ایران
doi
10.22034/jmep.2024.396173.1187چکیده
هدف این تحقیق بررسی تاثیر استراتژی آموزش معکوس و مهارت های تدریس بر عملکرد تحصیلی با توجه به نقش میانجی خودپنداره تحصیلی و خلاقیت (مورد مطالعه: دانشجویان دانشکده های هنرهای زیبا استان بغداد) میباشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی ـ همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر میباشد. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشکده های هنرهای زیبا استان بغداد به تعداد 275 نفر می باشد، که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 165 نفر از آنان با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمعآوری دادههای پژوهش، از پنج پرسشنامه استاندارد آموزش معکوس از برگمن و سامز (2013)، مهارت تدریس از رجبی(1385)، خودپنداره تحصیلی چن و تامپسون (2004)، خلاقیت از تورنس، عملکرد تحصیلی از پرسشنامه فام و تیلور (1999) استفاده شد، روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به تایید رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه آموزش معکوس 78/0، مهارت تدریس83/0، خودپنداره تحصیلی89/0، خلاقیت91/0، عملکرد تحصیلی82/0 مورد تایید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. نتایج نشان داد که تاثیر آموزش معکوس و مهارت های تدریس بر عملکرد تحصیلی دانشجویان مثبت و معنی دار بود. همچنین مشخص شد که نقش میانجی خودپنداره تحصیلی و خلاقیت در تاثیر گذاری آموزش معکوس و مهارت های تدریس بر عملکرد تحصیلی دانشجویان مثبت و معنی دار بود.