نقدِ نگاهِ اسطوره ای در شعرِ مهدی اَخَوانِ ثالث

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز

doi
10.22099/jba.2022.43082.4208
چکیده

نقدِ نگاهِ اسطوره­ای در شعرِ مهدی اَخَوانِ ثالث اسد آبشیرینی* چکیده اخوان ثالث را نمی‌توان بیرون از هندسه­ای که جهان اسطوره­ای برای او ترسیم می­کند، تصوّر کرد. آن اندازه­ای که اندیشه­ی اسطوره­ای اسباب آشنایی­زدایی­ها و فرم را در شعر او بنیاد نهاده است، به همان میزان نیز پی­ریز آن نقاط آسیب­زایی شده که از آن دریچه می­توان با ذهنیّت و زبان شاعر­ـ ­روشن‌فکر­های ایرانی، نقبی به‌سوی امتناع تعقّل مدرن زد. اخوان در شاهکار­های خود، زمستان، آخر شاهنامه و از این اوستا، به منطقه­ای از ساحت اندیشه­ی اسطوره­ای پای نهاده که باستان­گرایی و موسیقی، قدّیس­پنداری و اهریمن­سازی، غم گذشته و گریه بر ربع و اطلال و دمن، آن ­هم در عصر آه و آهن و آهک زنده، راه را بر هر تجربه­ی تاریخ هم­زمانی­ای مسدود کرده است. نگارنده در این جستار، با عطف نظر به اندیشمندان عصر روشنگری، سعیش بر آن بوده که با پیش کشیدن نمونه­هایی عینی، میراث هنری اخوان ثالث را ازمنظری آسیب­شناسانه در پرتو تفکّر اسطوره­ای، با مخاطب خویش به بحث و تحلیل بگذارد. * استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید چمران اهواز asadabshirini@gmail.comتاریخ دریافت مقاله: 28/11/1400                   تاریخ پذیرش مقاله: 21/3/1401