ارائه الگوی مناسب حکمروایی خوب روستایی در ایران

نویسندگان

1 ـ دانشیار جغرافیا، دانشگاه تربیت مدرس

2 ـ دانش‌آموخته جغرافیا و برنامه‌ریزی روستایی، دانشگاه تربیت مدرس

3 ـ استادیار جغرافیا، دانشگاه تربیت مدرس

4 ـ دانشیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس

doi
چکیده

رهیافت حکمروایی خوب روستایی، فرایند تأثیرگذاری همه ارکان اثرگذار روستایی برمدیریت روستایی با تمام ساز و کارهایی است که به‌سوی تعالی و پیشرفت روستا و مردم روستایی حرکت می‌کند، مقاله حاضر به بررسی وضعیت حکمروایی روستایی در 50 روستای شهرستان‌های بهشهر، آمل و چالوس در استان مازندران می‌پردازد و در پی پاسخگویی به این سوال است که باتوجه به تجارب جهانی، الگو و مدل مناسب مدیریت نوین روستایی مبتنی بر رهیافت حکمروایی خوب روستایی در ایران کدام است؟ برای پاسخگویی به این سوال دیدگاهها و تجربیات جهانی مورد بررسی و مطالعه قرار گرفت و هشت شاخص مهم حکمروایی خوب یعنی مشارکت، مسئولیت‌پذیری، پاسخگویی، قانونمندی، شفافیت، توافق جمعی، کارایی و اثربخشی و عدالت‌محوری در روستاهای نمونه مورد آزمون قرارگرفته و از 500 خانوار روستایی، گویه‌های هرشاخص با استفاده از طیف لیکرت مورد پرسش قرارگرفت، سپس داده‌های به‌دست آمده با استفاده از آزمون آماری ‏T مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصله از آزمون آماری نشان می‌دهد که حکمروایی خوب روستایی دراکثر روستاهای مورد مطالعه از وضعیت مناسبی برخوردار نبوده و نظام ساختاری روستا برآمده از عدم وجود تعادل یا همزیستی بین کنشگران (دولت، بازار و جامعه مدنی) با تأکید بر رهیافت مکانیکی به‌جای رهیافت انسان‌گرا و نیز برنامه‌ریزی کارشناسانه به‌جای برنامه‌ریزی مشارکتی بوده که الگوی پیشنهادی (مطلوب) برای حکمروایی خوب روستایی باید به آن توجه نماید.