اهداف ژئوپلیتیکی قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای در آسیای مرکزی
نویسندگان
1 ـ دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس
2 ـ کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی
doi
چکیده
با فروپاشی نظام دو قطبی، آسیای مرکزی بهعنوان بخش جنوبی از قلمرو هارتلند نظریه مکیندر، هویت جغرافیایی - سیاسی مستقل پیدا کرده و بهعنوان فضای فاقد قدرت تأثیر گذار، به عرصه رقابت قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای تبدیل شد فقدان قدرت تأثیرگذار و نوپایی جمهوریهای آن، زمینه ساز دخالت قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای را در این حوزه استراتژیک فراهم کرده است. قدرتهای یاد شده هر کدام دارای اهداف، منافع و دیدگاهای خاص خود میباشند که شناخت صیح دیدگاههای آنان زمینهساز اتخاذ سیاستهای مناسبتری از جانب دستگاه سیاست خارجی ایران خواهد بود. مقاله حاضر با روش توصیفی و تحلیلی و تکیه بر منابع کتابخانهای در پی تبیین اهداف حضور قدرتهای فوق از منظر ژئوپلیتیک در منطقه آسیای مرکزی است. نتایج حاصله بیانگر این مطلب است که قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای مانند ایران، روسیه و چین، علاوه بر هدف توسعه نفوذ خود در منطقه، دارای نگرانیهای امنیتی نیز میباشند و بخشی از نقشآفرینی این کشورها متوجه کسب توانایی بازدارندگی در مقابل تهدیدات در آسیای مرکزی است. ترکیه بهعنوان دیگر قدرت منطقهای است که در حال حاضر با تکیه بر قدرت اقتصادی خود و اشتراکات فرهنگی سعی در نقشآفرینی فعال و مؤثر در منطقه را دارد. آمریکا بازیگر اصلی فرامنطقهای در آسیای مرکزی است که در جستجوی اهداف اقتصادی و ژئواستراتژیک خاص خود است و قصد دارد فرآیندهای منطقهای را با اجرای استراتژی ترکیبی تحت کنترل خود بگیرد. اتحادیه اروپا نیز با توجه به بنیانهای اقتصادی خود حضور موفقی در منطقه دارد. اروپا دارای دیدگاهی عمدتاً تجاری بوده و چندان بهدنبال کسب جایگاه ژئوپلیتیکی در منطقه نیست. اقدامات اسرائیل نیز در منطقه با توجه به اهداف خاص و جذابیتهایی که اسرائیل برای جمهوریهای منطقه آسیای مرکزی و قفقاز دارد، با موفقیت نسبی توأم بوده است. اسرائیل علاوه بر اینکه توانسته روابط خوبی با منطقه برقرار کند، موفق شده است تا با جلب همکاری کشورهایی همچون ترکیه و ایالات متحده از آنها نیز در جهت پیشبرد اهداف مورد نظر خود بهرهبرداری نماید.