ژست و استعلای سوژه در غزلی از مولانا

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کوثر بجنورد

2 دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات روایی دانشگاه کوثر بجنورد

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بجنورد

doi
10.22099/jba.2022.40960.4060
چکیده

ابراهیم کنعانی*امید وحدانی‌فر **اکرم صفی‌خانی***چکیده     در جستار حاضر، به کاربرد ژست در یکی از غزل‌های روایی مولانا پرداختیم. در این گفتمان، مولانا سوژه‌ای را به تصویر می‌کشد که با تمرین و ممارست در ژست همان می‌شود که از آن ژست انتظار داشته است. سوژه‌های مولانا ازطریق تعامل با ژست و در قالب جسمانه و استعلا شکل می­گیرند و در فرایندی مبتنی بر نظام تطبیق به نوعی هم­حضوری با ژست دست می­یابند؛ اما مسئله­ی اصلی این است که سازوکار چنین وضعیتی چیست و برپایه­ی کدام راهبردها و کارکردهای گفتمانی تحقق می­پذیرد. برپایه­ی این، در پژوهشِ پیش ‌روی با استفاده از شیوه­ی تحلیل محتوا تلاش شده است تا چگونگی مواجه ­شدن سوژه با ژست و تأثیر آن بر نظام زبانی و معنایی مولانا تبیین شود. پرسش اصلی پژوهش این است که ژست بر­اساس چه شرایطی تولید می‌شود و چگونه سوژه را از وضعیت جسمانه­ای به وضعیتی استعلایی مبدل می‌کند. فرض ما این است که فشاره­ی حسی- ادراکی و حسی- شهودی زمانی‌که از حد خود فراتر می‌رود، ژست تولید می‌شود. سوژه با تکرار و درونی­سازی ژست برساخته­ی خود (ژست استعلایی)، به سوژه‌ای استعلایی استحاله می‌یابد؛ بنابراین ژست با قابلیتی دووجهی، ازطرفی سوژه را از دیگر ژست‌ها، نقاب‌ها و تصاویر رهایی می‌بخشد و ازطرفی به میانجی خودِ ژست، سوژه از فضای جسمانه- ژستیک به فضای استعلایی ارتقا می‌یابد و به یک هم‌حضوری مطلق می‌رسد.  * استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کوثر بجنورد ebrahimkanani@gmail.com (نویسنده‌ی مسئول)** استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بجنورد o.vahdanifar@gmail.com*** دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات روایی دانشگاه کوثر بجنورد ak.safikhani@gmail.com  تاریخ دریافت مقاله: 29/3/ 1400                   تاریخ پذیرش مقاله: 1/12/1400