خوانش واپسنگر « قصهی شهر سنگستانِ» اخوان ثالث
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22099/jba.2021.41247.4093چکیده
خوانش واپس نگر «قصه ی شهر سنگستانِ» اخوان ثالث فرشته محجوب* چکیده«قصهی شهر سنگستان» اخوان ثالث بهدلیل ماهیت سیاسی ـ اجتماعی و نیز ظرفیتهای خاص و ساختار دیالکتیکی از برجستهترین نمونههای شعر معاصر است. مقالهی حاضر نخست به تبیین مبانی نظری نقد نشانهشناسی ریفاتر پرداخته و سپس بر مبنای آن و به شیوهی توصیفی ـ تحلیلی شعر مذکور را ازمنظر خوانش «اکتشافی» و سپس «واپسنگر» بررسی کرده است. حاصل این قیاس مبین آن است که «قصهی شهر سنگستان» محصول بسط خاستگاه «یأس و ناامیدی» است که دلالتمندی شعر به آن وابسته است. این خاستگاه ازطریق فرایندهایی همچون انباشت، تعین چندعاملی، تبدل و منظومههای توصیفی گسترش یافته است. مؤلفههای مذکور شعر را از سطح محاکات فراتر برده، آن را به منظومهای دلالتمند و واحد مبدل و با نشانهشناسی نظاممند تحلیل پذیرکرده است. بدینترتیب میتوان دریافت اخوان در فرایند «انباشت»، در زنجیرهی دوم یعنی «یأس و اندوه» که بنای اصلی مبحث است، بهمنظور حقیقتنمایی بیشتر واژگانی عینیتر را برگزیده است. در «منظومههای توصیفی» منظومهی کلان «شاهزاده» بهدلیل داشتن اقمار فلکیِ بیشتر، در رأس دو منظومهی خُرد دیگر قرار میگیرد. این امر مؤید آن است که شعر، گرد محور این شخصیت و اموری که بر آن مترتب است، میچرخد. به مدد فرایند «بسط» نیز موضوعی انتزاعی (ناامیدی) را به سه ایماژ متعین تبدیل کرده که هریک بر دیگری صحه میگذارد و آن را تشدید میکند.واژههای کلیدی: خوانش واپسنگر، ریفاتر، قصه ی شهر سنگستان، نشانه شناسی. * استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران f.mahjoub2022@pnu.ac.irتاریخ دریافت مقاله: 2/5/1400 تاریخ پذیرش مقاله: 19/8/1400