بازتاب جلوههای کهنالگوی مادر در نقاشیهای منصور قندریز بر اساس آرای یونگ
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه تاریخ تطبیقی و تحلیلی هنر اسلامی، دانشکده هنر، دانشگاه شاهد، تهران، ایران.
2 دانشیار، گروه نقاشی، دانشکده هنر، دانشگاه شاهد، تهران، ایران
doi
10.22034/ra.2025.2048814.1504چکیده
کارل گوستاو یونگ، روانشناس سوئیسی، نظریهپرداز مفهومی به نام "کهنالگو" است که بر وجود تصاویری ازلی و جهانشمول در ناخودآگاه جمعی انسانها تأکید دارد. یکی از مهمترین این کهنالگوها، کهنالگوی مادر است که به نمادهای باروری، حمایتگری و آفرینندگی اشاره دارد. مسأله اصلی این پژوهش بررسی چگونگی استفاده قندریز از نمادهای کهنالگویی مادر در آثارش و تحلیل معانی و مضامینی است که این نمادها به همراه دارند. هدف این پژوهش، تحلیل نحوه بهکارگیری کهنالگوی مادر در نقاشیهای قندریز و بررسی شیوههای تجلی و معانی این کهنالگو در آثار او است. سوالات پژوهش عبارتند از:1. نمادهای مرتبط با کهنالگوی مادر در نقاشیهای منصور قندریز کدامند؟ 2. بازتاب کهنالگوی مادر در نقاشیهای منصور قندریز دربردارنده کدام معانی و مضامین است؟روش پژوهش کیفی و توصیفی-تحلیلی بوده که با استفاده از نظریات یونگ انجام شده است. اطلاعات از طریق مطالعه منابع کتابخانهای و اسنادی گردآوری شده است. جامعه پژوهش شامل تمامی آثار قندریز است که نمادها و ارجاعات کهنالگویی مادر قابل شناسایی و تحلیل هستند. چهار اثر به صورت هدفمند انتخاب و تحلیل محتوا شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهند که قندریز از نمادهای آب، گیسوان مواج، کودک در آغوش، زیورآلاتی چون گردنبند و پابند، و نمادهایی چون مار، سیب و هلال ماه برای بیان مفاهیم پیچیده روانشناختی و اسطورهای استفاده کرده است. این نمادها نمایانگر مفاهیمی چون مادرانگی، حمایتگری، قدرت آفرینندگی و سویههای منفی کهنالگوی مادر هستند. تغییرات سبک و تکنیکهای قندریز در طول دوران هنریاش، نشاندهنده تکامل دیدگاهها و عمق بیشتر در مفاهیم اسطورهای و نمادین است.