خوانش عرفانی نگاره پناه بردن مجنون به کعبه با استناد بر باب یقظه از منظر خواجه عبدالله انصاری

نویسندگان

1 استاد تمام گروه مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ایران

2 دانش‌آموخته دکتری تخصصی تاریخ تطبیقی و تحلیلی هنر اسلامی، گروه مطالعات عالی هنر، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ایران

3 دانشیار گروه نقاشی و مجسمه سازی، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ایران

doi
10.22034/ra.2025.2052132.1522
چکیده

خمسه نظامی گنجوی یکی از آثار برجسته و تأثیرگذار در ادبیات ایران و جهان به شمار می‌رود که همواره مورد توجه بسیاری از علاقه‌مندان قرار گرفته‌است. از جمله نسخه‌های خطی مطرح برگرفته از این اثر، نسخه شماره AddMS25900 محفوظ در موزه بریتانیا است که جایگاه ویژه‌ای در مطالعات تاریخ هنر دارد، چرا که احتمالاً بهزاد در برخی نگاره‌های آن مشارکت داشته است. به جهت بررسی و مطالعۀ ارتباط پیدا و پنهان میان متون عرفانی و حکمی با نگارگری، از میان نسخ مختلف، خمسه و از میان نگاره‌های آن، نگارۀ «پناه بردن مجنون به کعبه» انتخاب شده‌است. ضرورت این تحقیق ارائۀ نمونۀ پژوهشی در یافتن دلالت‌های معنایی میان حالات و سکنات شخصیت‌ها، کتیبه‌های داخل نگاره، و متن «منازل‌السائرین» خواجه عبدالله انصاری به منظور گره‌گشایی پژوهشی ‌به‌صورت علمی است. لذا هدف این پژوهش را می‌توان شناسایی ارتباط میان متن «منازل‌السائرین» خواجه با کلیّت داستان نگاره دانست. این مطالعه ‌به‌صورت توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای (واقعی و مجازی) انجام شده که نگاره‌ای منتسب به بهزاد را ‌به‌صورت غیرتصادفی انتخاب نموده و مورد بررسی قرار داده‌است. سوال اصلی پژوهش این است که «یقظه» به‌عنوان مرحله اول سلوک از منظر پیر هرات در نگاره‌ چگونه بروز یافته‌است؟ نتیجه تحقیق حاکی از آن است که نگارگر جلوه‌های بصری شئونات یقظه از منظر پیر هرات را در قالب زبان اندام و حالات شخصیت‌ها در تصویر و کاتب در انتخاب اذکار برگرفته از قرآن کریم و احادیث نبی مکرم اسلام (ص) در بخش‌های مختلف نگاره به منصۀ ظهور گذاشته‌اند. در مجموع عبارات و اذکار مختلف در نگاره اشاره به غنیمت شمردن وقت، تأکید بر داوری روز قیامت، تأمل در پیامدهای گناهان، خطر انکار وعده‌های الهی و امید داشتن به بخشایش و گشایش درهای رحمت الهی داشته و در حالات و سکنات شخصیت‌ها توجه قلب به نعمت‌های بی‌شمار الهی، عاجز شدن از شمارش نعمت‌ها و اعتراف به قصور و ناسپاسی در شکر نعمت‌ها نمود دارد.