تحلیل کارکردهای هویتی زبان در اشعار مدحی
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه جیرفت
doi
10.22099/jba.2021.39346.3943چکیده
زبان بهعنوان رسانهی ارتباطی در متون ادبی، از نشانههایی تشکیل شده است که امکان خلق معناها و دلالتهای اجتماعی و فرهنگی متفاوتی را فراهم میکند و میتواند نمایندهی تمایلات اجتماعی و فرهنگی گویندهی خود شود. یکی از معناهایی که نشانههای زبانی میتوانند آن را بروز دهند، هویت گوینده یا نویسنده است. هویت در معنای درک مفهوم خویشتن، نمایانگر ویژگیهای خاص هر فرد است که ازطریق ارتباط با دیگران و برحسب شباهت و تفاوت شکل میگیرد؛ پس هرگونه کاربرد زبان در شعر یا متن ادبی، شرایطی را فراهم میکند که هم میتواند خویشتن و هویت نویسنده و هم جامعهای را که به آن تعلق دارد، نشان دهد و بسته به نوع کاربرد زبان، کارآییهای آن نیز متفاوت میشود؛ برای نمونه در قصاید مدحی که نویسنده وابستگی خود را به گفتمانهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مستقیمتر نشان میدهد، فهم عوامل اجتماعی شکلگیری هویت شاعر نیز ازطریق نشانههای زبانی دقیقتر و عینیتر خواهد بود. در این مقاله تلاش شده تا با تکیه بر اشعار فرخی سیستانی و با رویکرد نشانهشناسی اجتماعی، سازوکارهای زبانی و نشانهای هویت بررسی شود. ازاینمنظر تمام نشانههای زبانی موجود در این قصاید، دلالتهای اجتماعی و هویتی دارد. ازدسترفتن استقلال و خویشتن شاعر، تبدیلشدن شعر به کالای مصرفی، بحران هویت، ارتباط مستقیم میان ادبیت و هویتیابی شاعر، مرکزگرایی و... همگی از دلالتهای اجتماعی نشانههای زبانی قصاید مدحی به شمار میروند.