بررسی مفهوم‌سازی مشروطه در شعر دو شاعر دوره‌ی مشروطه (بافت نحوی و گفتمان در شعرهای عارف قزوینی و میرزاده‌ی عشقی)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهرا

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهرا

3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهرا

doi
10.22099/jba.2021.39872.3984
چکیده

بررسی مفهوم‌سازی مشروطه در شعر دو شاعر دوره‌ی مشروطه (بافت نحوی و گفتمان در شعرهای عارف قزوینی و میرزاده‌ی عشقی) مریم جعفری*مهبود فاضلی **نسرین فقیه ملک مرزبان*** چکیدهاین پژوهش به بررسی مفهوم‌سازی مشروطه در شعرهای میرزاده‌ی عشقی و عارف قزوینی می‌پردازد. برای فهم بخشی از تفاوت نگاه شاعران دوره‌ی مشروطه، دو شخصیت متفاوت چه ازنظر جهان‌بینی و خواست‌ها و چه ازنظر خاستگاه و طرز زندگی و رفتارهای شاعری انتخاب شده که حجم دیوان اشعارشان نیز به هم نزدیک است. پرسش پژوهش حاضر این است که عارف قزوینی و میرزاده‌‌ی عشقی برای بیان دیدگاه‌های خود درباره‌ی مشروطه از چه بافت نحوی استفاده و چگونه آن را مفهوم‌سازی کرده‌اند؟ دامنه‌های مفهومی و گفتمان آن‌ها در این موضوع مشترک چه تفاوت‌هایی با هم دارد؟ برای رسیدن به پاسخ ابتدا کلمه‌ی مشروطه و ترکیبات آن از دیوان دو شاعر استخراج شدند و سپس بافت نحوی و دامنه‌های مفهومی در عبارات و بندهایی که شامل این کلمه بودند و همچنین با نظر به کل شعر، همراه با آمیزه‌های مفهومی آن‌ها بر اساس تلفیق نظرات لانگاکر و فوکونیه و ترنر بررسی شدند. بر اساس نتایج به‌‌دست‌آمده می‌توان گفت که کنشگران مشروطه در شعر میرزاده‌ی عشقی، «آن فتنه ز مشروطه» و خود «مشروطه»، «من» و «ما» (پدر مریم و پسرانش در سه‌تابلوی مریم) و «مردم مشروطه‌خواه» هستند؛ اما در شعر عارف قزوینی، معشوق (مستتر)، خود «مشروطه»، محمدعلی‌شاه (در ضمیر) و وطن‌دوستان کنشگرند. در آمیزه‌ی مفهومی، مفهوم مشروطه در شعرهای میرزاده‌ی عشقی قانون، فرمان، خدا، معشوق، فرزند، موجود زنده، زمان و آرمان و هدف هستند؛ اما عارف قزوینی مفهوم مشروطه را با مجرم یا متهم، موجود زنده، کار، فرمانروایی و حکومت، معشوق، بهار یا باغبان، خواست و آرزو، یوسف و قدرت عشق آمیخته است. میرزاده‌ی عشقی از دامنه‌های مفهومی واقعی‌تری استفاده کرده که به فضاهای مفهومی خود مشروطه بیشتر مربوطند؛ اما عارف قزوینی با نگاهی سنتی‌تر و بعضاً جدید، از دامنه‌های مفهومی مختلفی که ترکیبی از عناصر طبیعت و عشق و سیاست و همچنین اعتقاد به تقدیر و عاملی بیرون از اراده‌ی انسان است، بهره گرفته و میرزاده‌ی عشقی با وجود استفاده از دامنه‌های مفهومی محدودتر، مشروطه را واقعی‌تر و ملموس‌تر می‌بیند.واژه‌های کلیدی: شعر مشروطه، مفهوم‌سازی، بافت نحوی، عارف قزوینی، میرزاده‌ی عشقی، لانگاکر، فوکونیه. * دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهرا marypoetry@yahoo.com(نویسنده‌ی مسئول) ** استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهرا mahbood46@yahoo.com*** دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه الزهرا nasrinfaghih44@gmail.com تاریخ دریافت مقاله: 6/12/1399                      تاریخ پذیرش مقاله: 31/5/1400