تاریخ نگارگری ایران بهمثابه تابعی از تاریخ ادبیات فارسی: تحلیل واقعنمایی در آثار کمالالدین بهزاد بر اساس تغییر گفتمان ادبی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه شاهد، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه شاهد، تهران، ایران.
doi
10.22034/ra.2025.2044469.1486چکیده
نگارگری ایرانی در سیر تاریخی خود، در عین حفظ ثبات در برخی ویژگیها، در برهههایی از تاریخ دچار تغییراتی نیز شده است. یکی از این موارد ظهور واقعنمایی در نگارگری دوره تیموری، بهویژه در آثار کمال الدین بهزاد است. توصیف چگونگی این تغییر و ابعاد مختلف آن، توسط پژوهشگران نشان داده شده است، اما آنچه مورد غفلت واقعشده، تبیین چرایی این موضوع است. در این مقاله تلاش شده است تا با روش تطبیقی میان سیر تحولات تاریخ ادبی و تاریخ نگارگری در دوره تیموری، به این سؤال پرداخته شود که عوامل تحولات نگارگری مکتب هرات و ظهور واقعنمایی در آثار بهزاد کدامند؟ در این مطالعه از آموزههای نظریه دریافت در مکتب کنستانس بهره گرفته شده است. نتایج این پژوهش نشان داد که کارکرد ادبیات بهمثابه یک نظام دانایی، سیر تحولات تاریخ نگارگری ایران را در همسویی با سیر تحولات تاریخ ادبیات فارسی قرار داده است. بر این اساس، در راستای تغییرات گفتمان ادبی، عواملی همچون تغییر تلقی نخبگان ادبی نسبت به تعریف شعر در همسویی با تلقی مردم عادی، تغییر تلقی نسبت به مفهوم عشق و زیبایی، به رسمیت شناختن جهان واقع و تلاش برای کشف افقهای جدید، منجر به تحولات نگارگری در مکتب هرات و ظهور واقعنمایی در آثار بهزاد شده است.