روایت زال و سیمرغ در شاهنامه فردوسی و عقل سرخ سهروردی و تبلور آن در نگاره های شاهنامه تهماسبی

نویسندگان

1 استاد، گروه مطالعات عالی هنر، دانشگاه هنرهای تجسمی، دانشکدگان پردیس هنرهای زیبا، تهران، دانشگاه تهران.

2 استاد، گروه هنرهای تصویری، دانشگاه هنرهای تجسمی، دانشکدگان پردیس هنرهای زیبا، تهران، دانشگاه تهران.

3 دانشجوی دکترا، رشته مطالعات تطبیقی و تحلیلی هنر اسلامی، گروه مطالعات عالی هنر، دانشگاه هنرهای تجسمی، دانشکدگان پردیس هنرهای زیبا، تهران، دانشگاه تهران.

doi
10.22034/ra.2024.2041851.1479
چکیده

شاهنامۀ فردوسی یکی از برجسته‌ترین آثار ادبی و هنری ایران و جهان است که از هم‌آمیزی دقیق اسطوره، حماسه، ادبیات و تاریخ شکل گرفته ‌است. فردوسی با هنرمندی تمام، عناصر داستانی و اساطیری را به نحوی پرورانده که شخصیت‌هایی ماندگار و اثری بی‌بدیل خلق کند. همچنین سهروردی، از عارفان علاقه‌مند به حکمت ایران باستان، در کتاب عقل سرخ به شخصیت‌های اساطیری همچون زال و سیمرغ پرداخته‌ است. او با رجوع به حکمت باستان و مطالعه آثار پهلوی و اوستایی، فلسفه‌ای را به نام حکمت اشراق بنیان نهاد که آمیزه‌ای از فلسفه ایرانی و حکمت اسلامی است. این پژوهش با هدف مقایسه ساختاری و معنایی داستان زال و سیمرغ در عقل سرخ سهروردی و شاهنامۀ فردوسی انجام شده‌ است. مقاله به بررسی افتراقات و اشتراکات دو روایت و تأثیر آن‌ها بر آثار تصویری نگارگران می‌پردازد. پرسش اصلی این است که فردوسی و سهروردی چگونه و با چه رویکردی به داستان زال و سیمرغ پرداخته‌اند و این روایات چه تأثیری بر شکل و معنای روایت داشته‌اند؟ همچنین، نقش نگارگر ایرانی در بازنمایی تصویری این روایات چگونه بوده‌ است؟ روش پژوهش تحلیلی و با رویکرد تطبیقی و داده‌ها به شیوه اسنادی گردآوری شده است. شباهت اصلی دو روایت در پیرزادگی زال و سیمرغ به عنوان نماد خرد است؛ اما تفاوت‌ها در شیوه روایت حماسی فردوسی و خوانش عرفانی سهروردی است. در حالی که زال در شاهنامه در بزرگسالی به وصال پدر می‌رسد، در عقل سرخ این وصال در کودکی رخ می‌دهد. نگارگر ایرانی با اقتباس از شاهنامه فردوسی، در ساختار و معنا از این اثر تأثیر پذیرفته‌ است.