بتتراش نادرپور و سلب عاملیت از سوژه (تحلیل بتتراش نادرپور از نظرگاه فلسفه وجودی)
نویسندگان
1 دانش آموخته زبان و ادبیات فارسی
2 زبان و ادبیات فارسی. دانشگاه تربیت مدرس تهران
doi
10.22099/jba.2021.40124.4005چکیده
بتتراش نادرپور و سلب عاملیت از سوژه (تحلیل بتتراش نادرپور از نظرگاه فلسفه وجودی) جعفر فسایی*نجمه درّی** چکیدهاندیشههای وجودی در عصر جدید، ریشه در سنت فکری- فلسفی غرب دارد و نوعی اندیشیدن در باب انسان و وضعیت انضمامی او در هستی است. این فلسفه در درجهی نخست نوعی اعتراض به اندیشههای ماهیتگرای کلاسیک است که سهم انسان را در انتخاب سرنوشت خویش کمرنگ ساخته و با اشاعهی نوعی جبرگرایی به انجماد فکری و انفعال دامن زدهاند. در مقالهی حاضر پس از پرداختن به پیشینه و سابقهی فکری و محتوای شعر بتتراش از نادر نادرپور، بهعنوان یکی از نمونههای موفق ادبیات منظوم معاصر فارسی، نسبت آن با سنتهای ماهیتگرای کلاسیک بررسی شده است و سپس خوانشی تازه از این شعر ازمنظر فلسفه وجودی ارائه شده است. در هستهی مرکزی شعر بتتراش نادر نادرپور، نکتهای بسیار ظریف و مهم قرار دارد چنانچه اصالت نسبی انسان را بهعنوان یکی از بنیادیترین ارکان بنای اندیشه مدرن به شمار آوریم. شعر نادرپور ازینمنظر با چنین مفهومی کاملاً ناسازگار و بیگانه است و در تحلیل نهایی میتوان کارکرد اصلی این شعر را معطوف به بازتولید اندیشههای ماهیتگرای متعلق به سنتهای جبرگرای کلاسیک به شمار آورد که در سطحی از یک رویکرد انتولوژیک تا یک ابزار ایدئولوژیک برای سرکوب و سلب عاملیت از سوژه جریان یافته است. واژههای کلیدی: بتتراش، پیگمالیون، ذاتگرایی، عاملیت، نادر نادرپور، وجودگرایی. * دانشآموختهی دکتری زبان و ادبیات فارسی jfasaei@yahoo.com (نویسندهی مسئول)** دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس N.dorri@modares.ac.irتاریخ دریافت مقاله: 8/7/99 تاریخ پذیرش مقاله: 7/2/1400