طراحی مدل ساختاری ارتقای بهره‌وری مدیران آموزش عالی

نویسندگان

1 دانشکده روان شناسی وعلوم تربیتی، واحد تهران جنوب ،دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران،ایران

2 گروه مدیریت آموزش عالی، واحد تهران شمال،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران،ایران

3 گروه مدیریت آموزشی، واحد بین المللی کیش، دانشگاه آزاد اسلامی، جزیره کیش، ایران

doi
10.22034/jmep.2024.462999.1382
چکیده

هدف پژوهش حاضر مدل ساختاری ارتقای بهره‌وری مدیران آموزش عالی می‌باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و از نظر ماهیت و روش، توصیفی از نظر روش اجرا در بخش کیفی، تحلیل دلفی فازی و در بخش کمی پیمایشی مقطعی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی 18 نفر از مدیران، استادان و صاحب‌نظران و نمونه گیری به روش گلوله برفی و هدفمند و در بخش کمی اعضای هیئت علمی دانشگاه‌های سراسری و آزاد، 243 نفر، از حوزه مدیریت آموزشی مشارکت و نمونه گیری به روش طبقه‌ای انتخاب شدند. گرد‌آوری داده‌ها در بخش کیفی از مصاحبه‌ و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیه‌وتحلیل داده‌های بخش کیفی از روش دلفی و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. مطابق یافته‌ها، 9 عامل اصلی شناخته‌شده در مدل ساختاری عبارت است از آمایش آموزش عالی، نیازسنجی شغلی و مهارتی، توسعه مهارت‌های ارتباطی، برنامه‌ریزی آموزشی، ارتقاء فرهنگ سازمانی، عوامل محیطی، ارزیابی مستمر و مداوم، توسعه تفکر راهبردی و بازمهندسی فرآیندها. نتایج آزمون رتبه‌بندی فریدمن نشان داد که بین عوامل مؤثر، بالاترین اولویت مربوط به برنامه‌ریزی آموزشی، توسعه تفکر راهبردی و مهندسی مجدد فرآیندها است. یافته‎ها نشانگراین امر هستند که ارتقای بهره‌وری مدیران آموزش عالی در ایران، نیازمند بازمهندسی در کلیه ارکان سازمانی از روش‌های اجرایی تا شایستگی‌های فردی و حرفه‌ای مدیران و نیز توسعه مبتنی بر آمایش آموزش عالی است.