تحلیل «قصه­ ی سیمرغ» در منطق ­الطیر بر مبنای خوانش ­های پَسامدرن

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه لرستان

doi
10.22099/jba.2021.35695.3604
چکیده

تحلیل «قصه­ی سیمرغ» در منطق­الطیر بر مبنای خوانش­های پَسامدرن محمد خسروی‌شکیب *نظریه ­های جدید و کاربست­ این تجربه ­های غیربومی می­تواند تازگی­ها و طراوت­های معنایی متون و همچنین استعداد و امکانات آن‌ها را نشان دهد و ذهن و تلقی مخاطبان نوگرا و تنوع‌طلب و اغلب جوان را، نسبت به متون کلاسیک متحول کند. دراین‌راستا می­توان پست‌مدرنیسم را به‌عنوان یکی از نظریه ­های ادبی جدید و نیز حرکت و تلاشی برای تزلزل نشانه­ ها و ازدست‌رفتن قطعیت معنا و مشکوک‌شدن به روایت­های کلان ادبی، فرهنگی و تاریخی تلقی کرد. داستان منطق ­الطیر به‌عنوان یک متن کلاسیک و تمثیلی، همواره یکی از متون برجسته، نمادین و تأثیرگذار عرفانی- اسلامی در ادبیات فارسی بوده است که بیش از هر چیز بر تفکر وحدت وجودی پافشاری می کند. بررسی کل­ گرایانه­ ی قصه­ ی سیمرغ در منطق­ الطیر ازمنظر عدم‌قطعیت معنا، که مهم‌ترین ویژگی پست­مدرنیسم است، ظرفیتی را فراهم می­کند تا خوانندگان امروزی را با استعدادهای معنایی این متن کلاسیک آشنا کند. سؤال این است که آیا می­توان با توجه به عدم‌قطعیت معنا خوانشی متفاوت از قصه­ی سیمرغ در منطق­ الطیر داشت؟ مفاهیم و گزاره ­هایی چون کثرت­گرایی، کنش جمعی، خودشناسی و کمال­گرایی جمع­ محور، مرگ خداوند، انتظار بیهوده بشری، به‌هم‌ریختن طبقات اجتماعی، مرکزیت­ زدایی از قدرت و انتشار آن، تغییر ارزش­های بقا به ارزش­های ابراز وجود، ادغام افق­ها و سویه‌ی غیاب کلام همگی از رهاوردهای خوانش پست­ مدرنیستی قصه‌ی سیمرغ در کتاب منطق­ الطیر است.واژه‌های کلیدی: پست­مدرنیسم، منطق­الطیر، قصه­ی سیمرغ، عدم‌قطعیت معنا. * دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه لرستان  m.khosravishakib@gmail.comتاریخ دریافت مقاله: 17/1/99                تاریخ پذیرش مقاله: 25/1/1400