ابتکار چندجانبهگرایی مالی چین و چالش نظم مالی بینالمللی (2008-2019)
نویسندگان
1 استادیار روابط بینالملل، گروه روابط بینالملل، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
2 استادیار روابط بینالملل، گروه روابط بینالملل، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
3 دانشجوی دکتری روابط بینالملل، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
4 استاد روابط بینالملل، گروه روابط بینالملل، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
doi
10.22126/ipes.2021.5019.1227چکیده
نظم مالی اقتصاد سیاسی بینالملل پس از جنگ جهانی دوم با محوریت آمریکا و شرکا براساس مفاد کنفرانس برتن وودز در 1944م شکل گرفت و پسازآن صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی درجایگاه نمایندگان اصلی این نظم در عرصة اقتصاد جهانی فعالیت کردند. ظهور چین و افزایش دامنة نفوذ و قدرت اقتصادی آن سبب شده است تا عرصة مالی نظم اقتصاد سیاسی بینالملل روزبهروز شاهد نقشآفرینی بیشتر این بازیگر باشد. هدف این مقاله مطالعة چندجانبهگرایی مالی چین و بررسی تأثیر آن در نظم مالی اقتصاد سیاسی بینالملل است و با روش تحلیلی ـ تبیینی به این سؤال پاسخ داده میشود که پس از بحران مالی 2008 چندجانبهگرایی مالی چین چگونه نظم مالی بینالمللی را بهچالش کشیده است؟ در پاسخ فرض بر این است که پس از بحران مالی 2008، چین با انتشار ایدة چندجانبهگرایی مالی به بیرون، بلوک تاریخی جدیدی موازی با نظم مالی بینالملل ایجاد کرده و از این طریق موقعیت هژمونیک نظم مالی موجود را بهچالش کشیده است. یافتهها نشان میدهد، چین با هنجارسازی و انتشار ایدههای چینی از طریق بانک آسیایی زیرساخت رویة وامهای بدون شرط، صندوق مالی و ذخیرة بریکس، و همکاری مالی و پولی با دیگر کشورها در چهارچوب طرح احیای جادة ابریشم تلاش کرده است تا نوعی جدید از چندجانبهگرایی مالی را خارج از نهادهایی همچون بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول سازماندهی و پیکربندی جدیدی را در ساختار تاریخی نظم نهادی بینالملل ایجاد کند.