سیاستگذاری انتقال تکنولوژی در کشورهای درحالتوسعه و جایگاه دولت در آن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری کارآفرینی، گروه مدیریت و کارآفرینی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
2 دانشیار اقتصاد، گروه اقتصاد، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
3 استادیار مدیریت و کارآفرینی، گروه مدیریت و کارآفرینی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
doi
10.22126/ipes.2020.5361.1270چکیده
تکنولوژی از مهمترین عناصر قدرت و ثروت (اقتصاد سیاسی) در جهان امروزی محسوب میشود. سهولت و امکانپذیری انتقال تکنولوژی همواره از دغدغههای دولتها و فعالان اقتصادی در کشورهای جهان بوده است. روشها و مدلهای انتقال تکنولوژی براساس تجارب کشورهای جهان متفاوت است. نگاه کلان و از جانب دولت به موضوع انتقال تکنولوژی نیازمند توجه به حوزههای پارادایمیک و حوزههای اجرایی و مرحلهای است. در این پژوهش با استفاده از روش مطالعة اسنادی عوامل مؤثر در انتقال تکنولوژی در هفت کشور منتخب آلمان، ژاپن، چین، کرة جنوبی، امارات متحدة عربی، هند، و ترکیه به روش تحلیل محتوای کیفی شناسایی شده است. نمونهگیری به روش غیرتصادفی هدفمند بوده است. دادهها به روش تحلیل محتوای عرفی تحلیل شدهاند. سپس با استفاده از مطالعة تطبیقی و روش جبر بولی عوامل شناساییشده به دو گروه علل لازم و مشارکتکننده تقسیم شدهاند. بهکمک این عوامل مدل پیشنهادی از انتقال تکنولوژی ارائه شده است که میتواند بهمنزلة بستر سیاستگذاری در حوزة انتقال تکنولوژی در سطح کلان کشور استفاده شود. علاوهبر آن، نقش دولت در انتقال تکنولوژی موردبحث قرار گرفته است و متخصصان و نخبگان کشورها درمقام متولی اصلی انتقال تکنولوژی معرفی شدهاند.