تحلیل بازتولید روایتعاشورا از مقتل ابومخنف در کاشینگاره تکیه معاونالملک با استناد به تحلیلگفتمانانتقادی نورمن فرکلاف
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری پژوهش هنر، دانشکده هنر دانشگاه شاهد، تهران، ایران.
2 دانشیار، گروه نقاشی، دانشکده هنر، دانشگاه شاهد، تهران، ایران.
doi
10.22034/ra.2024.2015473.1413چکیده
این مقاله در چارچوب رویکرد تحلیلگفتمانانتقادی بهمطالعه تحلیل روایتعاشورا کاشینگاره تکیه معاونالملک میپردازد که زبان تجسمی را بهمثابه شکلی از کنش اجتماعی در نظر میگیرد و میکوشد زیربناهای ایدئولوژیک گفتمانعاشورا برگرفته از مقتل ابومخنف را که براثر مرور زمان طبیعیشده و تغییرساختار یافته را آشکارکند. تعامل این رویکرد در تحلیل کاشینگاره، زمینه جدیدی را بهوجود میآورد که در آن، فرآیند تغییرساختار متن مبدأ و متن مقصد میتواند با نگاهی نو مورد تحلیل قرارگیرد. هدف از این پژوهش، تحلیل عوامل مؤثر در تغییرساختار و فرآیند بازتولید روایتعاشورا با توجه به مقتل ابومخنف در کاشینگاره تکیه معاونالملک و شناخت گفتمانهای مؤثر در تغییرساختار روایتعاشورا خواهدبود. اینپژوهش درصدد یافتن پاسخ به این سؤالات است: عوامل تأثیرگذار در تغییرساختار و فرایند بازتولید روایتعاشورا از مقتل ابومخنف در کاشینگاره تکیه معاونالملک کدماند؟ براساس نظریه گفتمانانتقادیفرکلاف تغییر چه گفتمانهایی منجر به تغییرساختارهای این روایتشده است؟ روشپژوهش، تحلیلمحتوایانتقادی و از نوع پژوهشهای کیفی است. ابزار گردآوریاطلاعات، فیش، مشاهده و ابزار پویشگرینوین است. نتایج نشان میدهد که مسائلی مانند برخورد احساسی و عاطفی با بازتولید روایت و یا حتی ایدئولوژیهای سیاسی خاص دورانقاجار، استفاده ابزاری و مادی از این روایت، وجود مستمعینی (هنرمند) بدون تعقلوتفحص، موجب تغییرساختار این روایت شد. هرگونه تغییر، تبدیل، انتخاب واژگانی و دستوری، جاافتادگی و سهوالقلمی را میتوان ایدئولوژیک تلقی کرد، که در آن ساختارهای روابط قدرت و عواملفرهنگی و اجتماعی قابلمشاهده است.