ارزیابی بافتهای فرسوده شهری با رویکرد بازآفرینی شهری (مورد شهر میاندوآب)
نویسندگان
1 گروه شهرسازی و برنامهریزی شهری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکده حقوق و علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
4 گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه یزد، یزد، ایران.
doi
10.22059/jhgr.2022.332976.1008401چکیده
مروزه بیشتر شهرها گریبان گیر بافتهای فرسوده هستند که در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، مدیریتی، کالبدی و زیستمحیطی مشکلاتی را برای شهرها فراهم ساخته است. وجود این معضلات و نبود استراتژیهای مدون و روشن در خصوص مدیریت و برنامهریزی برای بافتهای فرسوده سبب شده است تا این مشکلات دوچندان شود. لذا از میان انواع رویکردهای مداخله در بافتهای مذکور بازآفرینی شهری جهت ملاحظات توأمان اقتصادی، اجتماعی، کالبدی، زیستمحیطی و غیره نسبت به سایر رویکردها زمینه را برای حرکت بهسوی شهر پایدار فراهم میکند. هدف از این مقاله ارزیابی بافتهای فرسوده با رویکرد بازآفرینی شهری در شهر میاندوآب است که با روش تحقیق توصیفی-تحلیلی مورسی بررسی قرار گرفت. بدین منظور در این پژوهش برای جمعآوری اطلاعات موردنظر از روش مشاهده، کتابخانهای و پرسشنامه و همچنین برای تجزیهوتحلیل یافتهها از روش ترکیبی SWOT-AHP و برای رتبهبندی استراتژیها از روش FAHP و برای بررسی رابطه معناداری متغیرها از مدل معادلات ساختاری SMART PLS استفاده شد. جهت سنجش روایی و پایایی پرسشنامه از پیشآزمون و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد و کلیه مؤلفههای تحقیق مورد تأیید قرارگرفته شد. نتایج تحقیق نشان میدهد که راهبرد غالب بر محدوده موردمطالعه از نوع تهاجمی (SO) که با امتیاز 256/0 نشان از برتری آن در مقایسه با سایر راهبردها هست. این راهبرد نشاندهنده این است که بازآفرینی بافت فرسوده شهر میاندوآب با فرصتها و قوتهای زیادی برای غلبه بر تهدیدها و ضعفها روبهرو است. نتایج معادلات ساختاری نشان میدهد مؤلفههای پایداری اقتصادی، شفافیت قوانین و مقررات و همکاری و تعامل میان بخشی رابطه معنادار و مطلوبی با توسعه مشارکت وجود دارد.