اپک: سازمان فرامنطقهای در حوزه آسیا- پاسیفیک
نویسندگان
1 ـ دانشیار علوم سیاسی، دانشگاه تهران
doi
چکیده
در اواخر دهه 1990، آسیای شرقی بعد از آمریکا و اروپا، به مرکز سومین منطقه اقتصادی جهان تبدیل شد. کشورهای این منطقه، 25 درصد تولید ناخالص داخلی جهان در اواسط دهه 1990 را به خود اختصاص دادند. آسیای شرقی در این دوران به کارگاه تولید کالاهای اقتصادی جهان تبدیل شده و نقش موثری در تجارت و مالیه بینالمللی ایفا نمود. اگرچه ژاپن به عنوان کشور خط مقدم آسیای شرقی تا اوایل دهه 1990 محسوب میشد، اما در این مقطع زمانی، چین به عنوان اصلیترین پشتوانه اقتصاد منطقهای ایفای نقش مینمود. چین و ژاپن هماکنون در زمره چهار اقتصاد بزرگ جهان محسوب میشوند. در دوران جدید، آسیای شرقی تمرکز خود را بر فرایندهای تولیدی و تجاری اقتصاد صنعتی قرار دادهاند. کالاهای تولیدی کشورهای کره جنوبی، تایوان، سنگاپور، تایلند و مالزی در سراسر جهان ملاحظه میشود. مازاد تجاری و مالی کشورهای شرق آسیا بیشتر از سایر مناطق جهان است. هم اکنون کشورهای منطقه، یک چهارم تولید، تجارت و تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص دادهاست. بانکهای چندملیتی بزرگ جهانی نیز در این منطقه شکل گرفتهاند. در چنین روندی، اقتصاد آسیای شرقی ماهیت فرامنطقهای پیدا کردهاست. فرامنطقهگرایی منجر به رشد اقتصادی کشورهایی گردید که در دهههای 60-1950 در زمره فقیرترین کشورهای جهان بوده و صرفاً 4 درصد اقتصاد جهان را دارا بودند. در این مقاله رابطه بین بازار جهانی و فرامنطقهگرایی مورد بررسی قرار میگیرد. فرامنطقهگرایی اقتصادی منازعات سیاسی را کاهش داده و منجر به شکلگیری بازار جهانی در آسیای شرقی گردیدهاست. این امر را میتوان انعکاس بهرهگیری از تئوری لیبرالیسم و بازار جهانی دانست. این تئوری زمینه شکلگیری اپک به عنوان سازمان فرامنطقهای را به وجود آورده است.