تطبیق ساختار بصری نگاره اصحاب کهف مکتب قزوین(سدۀ۱۰ه.ق) با معیارهای تفسیر زیبایی شناسانه گادامر
نویسندگان
1 دانشیار گروه نقاشی دانشکده هنر دانشگاه الزهرا
2 دانشجوی دکتری پژوهش هنر، دانشکدۀ هنر، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران.
doi
10.22034/ra.2024.2009282.1386چکیده
تاکنون دیدگاههای متفاوتی از معیارهای اعتبار تفسیر زیباییشناسی اثر هنری توسط نظریهپردازان علم هرمنوتیک ارائه شده است. از دیدگاه گادامر، معیار اعتبار تفسیر زیباییشناسی نشاندهنده آگاهی ذهنی از هنر و ویژگی دیالوگی بودن آن است که این دیدگاه نشان میدهد که درک اثر هنری مستلزم درگیری پدیدارشناختی با موضوعات هنری است. در این مقاله نگاره اصحابکهف ازآنجاکه مرتبط با افق فرهنگی و معنایی مشترکی بین ملل مختلف است، بهعنوان نمونه اثر هنری برای تحلیل انتخاب شده است. هدف این نوشتار مطالعه ساختار بصری نگاره اصحابکهف در تطبیق با معیار اعتبار تفسیر زیباییشناسی دیدگاه گادامر است.پرسش پژوهش این است که باتوجهبه معیار اعتبار تفسیر زیباییشناسی از دیدگاه گادامر، چگونه میتوان بر اساس بُعد تفسیری هرمنوتیک، ساختار بصری نگاره اصحابکهف را تبیین کرد؟ این نوشتار با استفاده از روش پژوهش تطبیقی با رویکرد تحلیلی، تاریخی به مطالعه ساختار بصری نگاره اصحابکهف در تطبیق با آرای گادامر به تفسیر هرمنوتیک معنا و تجربه زیباییشناسی در این نگاره پرداخته است. بهاینترتیب، مطالعه ساختار بصری نگاره اصحابکهف از دیدگاه هرمنوتیک گادامر نشان داد که موضوع این نگاره که دربردارنده معنای کل اثر است، همواره ثابت است و در مرحله فهم، نگارگر با ادغام کلیت داستان این اثر هنری از طریق تفسیر برخی از جزئیات آن، در مسیر دیالکتیکی برای دستیابی به درک ساختار معنا و مفاهیم کلی شرکت میکند. از طرفی دیگر، بر اساس معیار اعتبار تفسیر از دیدگاه گادامر، معنای یک اثر، پیشینه و هویت فرهنگی خود را حفظ میکند؛ لذا باید باتوجهبه این معیار به فهم اثر هنری پرداخت. بنابراین، ازآنجاکه هنر نگارگری هنری صرفاً شخصی محسوب نمیشود و بافرهنگ و تمدن ایرانی گرهخورده است، لذا در انتخاب معیار اعتبار تفسیر باید به این موضوع توجه کرد.