بررسی زمینههای فرهنگی و گفتمانی شکلگیری هویت در شعر عقاب خانلری
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی/ دانشکده زبان و ادبیات دانشگاه کردستان/ سنندج/ ایران
2 دانشگاه کردستان، دانشکده زبان و ادبیات
doi
10.22099/jba.2020.35746.3612چکیده
چکیدهپیوند دانشهای متعدد علوم انسانی با یکدیگر، رویکردهای تلفیقی کارآمدی را در حوزهی بینامتنیت طرح کرده است. مبحث هویت یکی از مقولههای مهمی است که پیوند اساسی با جامعهشناسی، نشانهشناسی فرهنگی، تحلیل گفتمان، انسانشناسی و حتی نقد ادبی دارد. پژوهش حاضر کوشیده است تا با رویکردی بینامتنی، عناصر مشترک نشانهشناسی، گفتمانی و انسانشناسی را در پیوند با عنصر هویت به کار گیرد تا به بازنمایی هویت «عقاب» در شعر عقاب خانلری بپردازد. دراینمیان، نظریهی آلودهانگاری ژولیا کریستوا و مبحث «خود» و «دیگری» در حوزهی نشانهشناسی فرهنگی، بهعنوان ابزار و پشتوانههای اصلی تفسیر، گزینش شدهاند تا به بازنمایی فرایند شکلگیری هویت عقاب، در تعامل و تضاد با فرهنگ بیگانه و رانههای آلوده بپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که مرگ درابتدای روایت بهعنوان رانهای آلوده، سوژه را به چارهجویی وامیدارد؛ اما پس از تعامل با بیشفرهنگ (فرهنگ زاغ) و مشاهدهی رانههای آلوده، ازجمله از محیط زندگی و خوراک زاغ، به هویت اجتماعی خود بازمیگردد و با تلقی مرگ بهعنوان امر مطلوب، به طرد رانههای آلوده و ترک سرزمین بیگانه دست میزند.