فرهنگآفرینی سنایی در ساحت قلندری با تکیه بر قصائد او
نویسندگان
1 ادبیات / زبان و ادبیات فارسی/ دانشکده ادبیات دانشگاه شیراز
2 استاد دانشگاه شیراز
doi
10.22099/jba.2020.36934.3737چکیده
چکیده سنایی غزنوی شاعر قرن ششم، از مهمترین شخصیتهای فرهنگآفرین به شمار میآید. آنچه از او به دورانسازی سنایی یاد میشود، معلول آفرینش زمینههایی در شعر فارسی است که پیش از سنایی چندان برجسته نبوده است و پس از او نیز بسیاری وامدار نگاه وی هستند. ازاینمنظر فرهنگآفرینی سنایی در قلمرو معنوی ایران بهسبب تأثرات عدیدهی او در ذهن و ضمیر شاعران پس از خود آشکار است. یکی از بارزترین وجوه فرهنگآفرینی سنایی در قلمرو شعر قلندرانه و مغانه است، بهگونهای که غالب بنمایههای قلندری سنایی در اشعار شاعران تبیین و پرورده میشوند. برخلاف نگاه رایج به قالب قصیده که عموماً آن را محملی برای زهدیات و اندرز و مدح میدانند، سنایی از قالب قصیده بهسبب فضای توصیفی آن، برای بیان آموزههای قلندری خود استفاده کرده است. پس از بررسی تمام قصاید سنایی ازمنظر زمینههای قلندری و خراباتی، به این نتیجه رسیدهایم که مؤلفههای قلندری که سنایی جهانبینی معنوی- ادبی خود را در ساحتی سمبلیک بر آن استوار داشته است، عبارتاند از: تعارض پارادایمهای مقدس با پارادایمهای کفرآمیز و خراباتی، نقد و طرد عرفیات و تابوها، شطح و طامات بهمثابهی قلندریات، دفاع از ابلیس، ارزشمندی کفر همچون ایمان، تکیه بر ملامتیگرایی، رندی نمونالگوی قلاشی و آفرینش معشوقی در شمایل قلندرانه و لاابالیگرایانه. فرهنگآفرینی سنایی در ساحت قلندری ازآنجایی آشکار شد که با تحلیل آثار شاعران معاصر و نیز شاعران پس از او مانند عینالقضات همدانی، عطار، مولانا، حافظ و عراقی به این مطلب رهنمون شدیم که اینان از مؤلفههای چندگانهی قلندری سنایی بهگونهای الهام گرفتهاند.