تبیین فلسفی – مفهومی جغرافیای سیاسی شهر
نویسندگان
1 ـ دانش آموخته جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس
2 ـ دانش آموخته جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه شهید بهشتی
3 - دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه تربیت معلم
doi
چکیده
شهرها نظامهای اجتماعی- فضایی هستند که از ابعاد مختلف طبیعی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، و نهادی تشکیل شدهاند. در این بین، بعد سیاسی و نهادی بهدلیل داشتن قدرت و سازوکار کنترل دیگر ابعاد حیاتی شهر، از اهمیت ویژهای برخوردار است. بههمین دلیل، مناسبات سیاسی و قدرت و تأثیر آن در توسعه فضایی شهر، همیشه مورد توجه جغرافیدانان بوده است. در همین راستا، مسائل شهری در قالب انگارههای حاکم بر جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک نیز مورد توجه قرار گرفته است. جغرافیای سیاسی با رویکرد غالباً درون شهری، نقش رویکردها و تصمیمگیریهای سیاسی را در پیدایش و حل مشکلات شهری عمدتاً در قالب مدیریت سیاسی شهر بررسی میکند. جغرافیای سیاسی شهر پدیدههای سیاسی- فضایی شهر را در کانون مطالعات خود قرار داده و نقش فرایندهای سیاسی و تصمیمات ذیمدخلان اداره امور شهر را در هدایت، کنترل و شکلدهی فضا و سازمان فضایی شهر مورد توجه قرار میدهد. همچنین در ژئوپلیتیک، تأثیر و تأثرات ناشی از تعاملات، ارتباطات و کارکردهای فراشهری از جنبه اثرگذاری بر جریان قدرت سیاسی مورد مطالعه قرار میگیرد. البته این امر به معنی کمتوجهی به نقش تعیینکننده پدیدهها و عوامل درون شهری در قدرت سیاسی در سطوح ملی و شهری نیست. در ژئوپلیتیک، شهر بهعنوان یک کانون قدرت با قابلیت اثرگذاری گسترده در سطوح مختلف سرزمینی، مورد توجه است. بازیگران سیاسی همواره در راستای کسب قدرت سیاسی به شهر نظر ویژه دارند. از اینرو مدیران شهری بهعنوان بخشی از بازیگران سیاسی شهر، بدون آشنایی و یا توجه کافی به جغرافیای سیاسی و عوامل ژئوپلیتیکی شهر نمیتوانند موجبات توسعه و اداره مطلوب شهر را فراهم نمایند.