تحلیل ویژگیهای صوری و محتوایی نقاشی دورههای کاماکورا و آشیکاگا؛ با تأکید بر آموزههای بودیسم و ذن بودیسم
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد پژوهش هنر، دانشکده هنر، موسسه آموزش عالی فردوس، مشهد، ایران
2 استادیار گروه ادبیات نمایشی، دانشکده هنر، موسسه آموزش عالی فردوس، مشهد، ایران
doi
10.22034/ra.2023.1988850.1297چکیده
فرهنگ و هنر ژاپن بسان همه فرهنگهای اصیل، دارای مؤلفههای منحصربهفرد است، اما آنچه ژاپن را از دیگر فرهنگها متمایز میکند، دستاورد اصیل آن، در جریان فراز و نشیبها و مواجهههای تاریخی، دینی و فلسفی است. نقاشی یکی از قدیمیترین انواع هنر ژاپنی است و شامل طیف گستردهای از گونهها است. در نقاشی ژاپن، دورههای کاماکورا و آشیکاگا بهدلیل تأثیر مکتبهای ذن و ذن بودیسم اهمیت بسزایی دارند. اهمیت این موضوع، ضرورت پژوهشی دربارۀ تطبیق مبانی نظری نقاشی، بهلحاظ مضمون و شیوه، مبتنی بر بودیسم و ذن بودیسم را نشان میدهد. هدف از این پژوهش، تبیین ویژگیهای صوری و محتوایی نقاشیهای قرون ۱۲ تا ۱۶ ژاپن (کاماکورا و آشیکاگا) است. بر این اساس، پرسش اصلی در این پژوهش عبارت است از: ویژگیهای صوری و محتوایی در نقاشی کاماکورا و آشیکاگا مبتنی بر بودیسم و ذن بودیسم چگونه است؟ در این پژوهش، روش گردآوری اطلاعات، اسنادی و مشاهده تصاویر و روش تحلیل، فرمی-کیفی است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که قدرت تفکر ذن بودیسم در دوران کاماکورا اولویتهایی چون لزوم پرداختن به مضامین و روایتهای مربوط به بودا، بیان اندیشههای دینی و تاکید بر روایت انسانی را ایجاد کرده است. در نقاشی آشیکاگا، قدرت تفکر ذن، عشق به طبیعت، ستایش زیبائی، احساسات و غیره را تقویت کرده است. همچنین این هنر، نتیجۀ وحدت میان انرژیهای معنوی و تجربۀ عملی است. نمایش فضاهای خالی، سکون و سکوت و تأکید بر موضوعات انتزاعی و غیر واقعی از ویژگیهای هنر این دوران است. در نتیجه موضوعات روایی و حتی مذهبی در این دوره کاهش یافته است.